وقتی حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) از روی مرکب بر زمین قرار گرفت، حضرت زینب (سلاماللهعلیها) از خیمه بیرون آمده ناله و گریه میکرد و میفرمود:
«وا أَخَاهُ، وَوا سَیِّدَاهُ، وَوا أَهْلَ بَیْتَاهْ، لَیْتَ السَّمَاءُ إِنطَبَقَتْ عَلَی الْأَرْضِ وَ لَیْتَ الْجِبَالُ تَدَکَّدَکَتْ عَلَی السَّهْل»
وای برادرم، وای آقای من، وای اهل بیتم، ای کاش آسمان بر زمین فرو میریخت و ای کاش کوهها ویران میشدند و خورد شده و فرو میریختند.
سپس رو به عمر سعد نمود و فرمود:
«یَا عُمَرُ أَیُقْتَلُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ أَنْتَ تَنْظُرُ؟» یعنی ای عمر سعد، آیا ابوعبدالله را میکشند و تو نظاره میکنی؟
عمر سعد (لعنهاللهعلیه) گریه نمود و روی از حضرت زینب (سلاماللهعلیها) برگرداند.
سپس دختر امیرالمؤمنین (علیهالسلام) رو به لشکریان نموده و فرمود:
«وَیْحَکُمْ أَمَا فِیکُمْ مُسْلِمٌ؟» وای بر شما، آیا در میان شما (یک) مسلمان نیست؟
آدرسها:
۱- قمقام زخار ص ۴۶۰
۲- ارشاد مفید ص ۱۱۱
۳- بحارالانوار ج ۴۵ ص ۵۵
۴- العوالم الإمام حسین (علیهالسلام) ص ۲۹۹
۵- لواعج الاستجان ص ۱۸۶
۶- معالم المدرستین ج ۳ ص ۱۳۴
۷- تاریخ طبری ج ۴ ص ۳۴۵
۸- کامل ابن اثیر ج ۴ ص ۷۸
۹- بدایه و نهایه ابن اثیر ج ۴ ص ۷۸
۱۰- اعیان الشیعه ج ۷ ص ۱۳۸
۱۱- متقل الحسین ابومخنف ص ۱۹۵
۱۲- کربلا الثورة والامساء ص ۳۴۰
۱۳- اخلاق الحسنیه ص ۵۴۸
۱۴- ابناء الرسول فی کربلا ص ۱۳۳