شهادت جناب حر بن یزید ریاحی (ع)

حر نزد امام حسین (علیه‌السلام) آمد و عرض کرد:

«ای پسر پیامبر! من نخستین کسی بودم که علیه تو قیام کردم، پس اجازه بده نخستین کشته در حضور تو باشم و نخستین کسی باشم که با جدّت فردای قیامت دست می‌دهم.»

وقتی به میدان رفت، این چنین رجز می‌خواند:

إِنِّي أَنَا الْحُرُّ وَمَأْوى الضَّيْفِ * أَضْرِبُ فِي أَعْناقِكُمْ بِالسَّيْفِ
عَنْ خَيْرِ مَنْ حَلَّ بِأَرْضِ الْخَيْفِ * أَضْرِبُكُمْ وَلا أَرى مِنْ حَيْفِ

یعنی: «من حر هستم و در اینجا به‌عنوان مهمان، با شمشیر گردن‌هایتان را می‌زنم، به‌خاطر بهترینی که از سرزمین خیف (مکه) آمده، شما را می‌کشم و هیچ نگرانی ندارم.»

تا جایی که اسب حر کشته شد و حر پیاده ماند و در این هنگام می‌خواند:

إِنِّي أَنَا الْحُرُّ وَنَجْلُ الْحُرِّ * أَشْجَعُ مِنْ ذِي لِبْدٍ هِزَبْرِ
وَلَسْتُ بِالْجَبانِ عِنْدَ الْكَرِّ * لَكِنَّنِي الْوَقَّافُ عِنْدَ الْفَرِّ

یعنی: «من آزادم و فرزند آزادهایم، شجاع‌ترین فرزندان از شیرهای قوی هستم، در میدان نبرد ترسو نیستم، اما آنگاه که همه فرار می‌کنند، من توقف می‌کنم.»

آنگاه آن‌قدر به جنگ ادامه داد تا به زمین افتاد. امام حسین (علیه‌السلام) او را نگاه کرد و برایش محزون گردید و فرمود:

قَتْلَتُهُ مِثْلُ قَتْلَةِ النَّبِيِّينَ وَآلِ النَّبِيِّينَ

یعنی: «کشته شدن او مانند کشته شدن پیامبران و خاندان پیامبران بود.»

پس اصحاب سیدالشهدا (علیه‌السلام) او را حمل کردند تا در حضور امام حسین (علیه‌السلام) در مقابل خیمه‌ای که می‌جنگیدند قرارش دادند. حر هنوز رمقی در بدن داشت. امام حسین (علیه‌السلام) شروع به مسح کردن صورت حر و پاک کردن خاک از چهره‌اش کرد و فرمود:

بَخْ بَخْ لَكَ يا حُرُّ، أَنْتَ الْحُرُّ كَما سَمَّتْكَ أُمُّكَ، وَأَنْتَ الْحُرُّ فِي الدُّنْيا، وَأَنْتَ الْحُرُّ فِي الآخِرَةِ

یعنی: «به‌به به تو ای حر! تو آزادی، همان‌گونه که مادرت تو را نامید، و تو آزادی در دنیا و آزادی در آخرت.»

گفته‌اند که علی‌اکبر این‌چنین برای حر مرثیه خواند:

لَنِعْمَ الْحُرُّ حُرُّ بَنِي رِياحٍ * صَبُورٌ عِنْدَ مُخْتَلَفِ الرِّماحِ
وَنِعْمَ الْحُرُّ إِذْ نادى حُسَيْناً * فَجادَ بِنَفْسِهِ عِنْدَ الصِّياحِ
فَيا رَبِّي أَضِفْهُ فِي جِنانٍ * وَزَوِّجْهُ مَعَ الْحُورِ الْمِلاحِ

یعنی: «چه آزاد مرد خوبی بود حر بن ریاحی، که در برابر ضربات نیزه‌ها صبور بود، و چه آزاد مرد خوبی بود آنگاه که ندای کمک‌خواهی حسین را شنید و جانش را برای او بذل کرد در هیاهوی جنگ. ای خدای من، او را در بهشت جای ده و او را با حورالعین تزویج نما.»

آدرس منابع:

  • بحار الأنوار (مجلسي ره)، ج۴۵، ص۱۵
  • لواعج الأشجان (محسن أمین)، ص۱۴۶
  • كربلا الثوره و المأساة (أحمد حسين يعقوب)، ص۳۱۳
  • من أخلاق الإمام حسين (عليه‌السلام) (عبدالعظيم مهتدی)، ص۲۴۳
  • إبصار العین فی أنصار الحسین (محمد سماوی)، ص۲۱۰ و ۲۲۵
  • الأخلاق الحسينيه (جعفر بیاتی)، ص۶۰ و ۲۸۱
  • مجالس العاشوریه في ماتم الحسينيه (عبدالله بن حاج حسن)، ص۳۵۹
  • العوالم الإمام حسین، ص۲۵۸
  • در سوگ آل‌الله، ص۱۰۸
  • اللهوف، ص۶۲
  • اللهوف، ترجمهٔ بخشایشی، ص۱۳۰
  • المجالس الفاخره، ص۲۳۵
  • الأخلاق الحسينيه، ص۶۰ و ۲۸۰
  • الفتوح، ج۵، ص۱۰۲
  • قبيلهٔ بني تميم، ج۴، ص۴۸

آخرین مطالب

دیگر مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *