عبیدالله زیاد (لعنت الله علیه) بار دیگر اهل بیت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را وارد مجلسی کرد که سر امام حسین (علیهالسلام) در مقابلش بود. در این هنگام، اهل بیت (علیهمالسلام) دیدند که از سر سید الشهدا (علیهالسلام) نوری به سوی آسمان بالا میرود. رباب، همسر امام حسین (علیهالسلام)، نتوانست خودداری کند و به سمت سر ابا عبدالله (علیهالسلام) رفته و آن را در آغوش گرفته و میگریست و میفرمود:
واحَسینا فلا نَسیتُ حُسَیْنًا، أَقْصَدَتْهُ أَسْنَةُ الأَعْدَاءِ، غادَرُوهُ بِكَرْبَلَاءَ صَرِیعًا، لا سَقَى اللهُ جانِبِي كَرْبَلَاءَ.
یعنی: «وای حسینم! پس من حسین را فراموش نخواهم کرد. نوک نیزهها، دشمنان او را هدف قرار دادند. او را در کربلا روی خاک رها نمودند. خداوند داستان کربلا را سیراب نکند.»
منابع:
- لواعج الاشجان، ص ۲۲۳
- شرح الاخبار، ج ۳، ص ۱۷۷
- اعیان الشیعه، ج ۱، ص ۶۲۲
- موسوعه شهادت معصومین، ج ۲، ص ۴۳۹
- المجالس العاشوریه، ص ۲۵۶
- الامام حسین فی احادیث الفریقین، ج ۲، ص ۲۶۲