روایت شده که ام کلثوم هنگامی که اهل بیت (علیهمالسلام) متوجه برگشت به مدینه شدند، گریه مینمود و اینچنین به زبان شعر نوحهسرایی مینمود:
«مَدِينَةَ جَدِّنَا لا تَقْبَلِينَا * فَبِالْحَسَرَاتِ وَالأَحْزَانِ جِئْنَا»
ای شهر جد ما، ما را بر خود قبول مکن؛ زیرا با حسرتها و اندوهها آمدهایم.
«ألا فَأَخْبِر رَسُولَ اللهِ عَنَّا * بِأَنَّا قَدْ فَجَعْنَا فِي أَبِينَا»
آگاه باش ای خبردهنده و از حال ما به پیغمبر خبر ده که ما در مصیبت پدرمان دردمند شدیم.
«وَأَنَّ رِجَالَنَا بِالطُّفِ صُرْعَى * بِلا رُؤُوسٍ وَقَدْ ذَبَحُوا الْبَنِينَ»
(و خبر بده) به اینکه مردان ما در کربلا بدون سر به زمین افتاده و پسران ما هم کشته شدهاند.
«وَأَخْبِر جَدَّنَا أَنَّا أَسِرْنَا * وَبَعْدَ الأَسْرِ يَا جَدَّ سَبَيْنَا»
جد ما را خبر ده که ما اسیر شدیم؛ و ای جد ما! پس از اسارت به غربت برده شدیم.
«وَرَهْطُكَ يَا رَسُولَ اللهِ أَضْحَوْا * عَرَايَا بِالطُّفُوفِ مَسْلُوبِينَ»
و خاندانت ای رسول خدا برهنه در صحرای طف قربانی شدند.
«وَقَدْ ذَبَحُوا الْحُسَيْنَ وَلَمْ يُرَاعُوا * جِنَابَكَ يَا رَسُولَ اللهِ فِينَا»
ای رسول خدا، حسین (علیهالسلام) را کشتند و دربارهی ما احترام تو را هم رعایت نکردند.
«فَلَوْ نَظَرَتْ عُيُونُكَ لِلْأَسْرَى * عَلَى أَقْتَابِ الْجَمَالِ مَحْمَلِينَ»
کاش چشمانت اسیران را میدید که بر بالای کوهان شتران حمل میشدند.
«رَسُولَ اللهِ بَعْدَ الصَّونِ صَارَتْ * عُيُونُ النَّاسِ نَاظِرَةً إِلَيْنَا»
ای رسول خدا! بعد از حفظ و مستوری، دیدگاه مردم به سوی ما نگاه میکردند.
«وَكُنتَ تَحُوطُنَا حَتَّى تَوَلَّتْ * عُيُونُكَ ثَارَتِ الأَعْدَاءِ عَلَيْنَا»
تو از ما نگاهبانی مینمودی؛ ولی تا چشمان تو از ما دور شد، دشمنان برای کشتن ما هجوم آوردند.
«أَفَاطِمُ لو نَظَرْتِ إِلَى السَّبَايَا * بَنَاتِكَ فِي الْبِلَادِ مُشَتَّتِينَ»
ای فاطمه، اگر نگاه میکردی به اسیران، یعنی دخترانت که در شهرها پراکنده شده بودند.
«أَفَاطِمُ لو نَظَرْتِ إِلَى الْحِيَارَى * وَلَوْ أَبْصَرْتِ زَيْنَ الْعَابِدِينَ»
ای فاطمه، اگر نگاه میکردی به زنان سرگردان و اگر زین العابدین را میدیدی.
«أَفَاطِمُ لو رَأَيْتِينَا سُهَارَى * وَمَنْ سَهَرَ اللَّيَالِي قَدْ عَمِينَا»
ای فاطمه، کاش میدیدی ما را در حال بیداری که از شب بیداری، دیدگان ما کور شده است.
«أَفَاطِمُ مَا لَقِيتِ مِنْ عَدَاكِ * وَلَا قَيْرَاطَ مِمَّا قَدْ لَقِينَا»
ای فاطمه، تو از دشمنان خود به اندازهی قیراتی از مصیبتهایی که ما دیدیم، ندیدی.
«فَلَوْ دَامَتْ حَيَاتُكَ لَمْ تَزَالِي * إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ تَنْدُبِينَا»
پس اگر عمر تو تا روز قیامت هم بود، همیشه برای ما گریه و زاری میکردی.
«وَارْتَقِ بِالْبَقِيعِ وَقِفْ وَنادِ * أَيَا ابْنَ حَبِيبِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»
و بالا رو در بقیع بایست و بگو ای پسر حبیب پروردگار جهانیان.
«وَقُلْ يَا عَمَّ يَا حَسَنَ الْمُزَكَّى * عِيَالَ أَخِيكَ أَضْحَوْا ضَائِعِينَ»
و بگو: ای عمو! ای حسن پاک شده! خاندان برادر تو ضایع گردیدند.
«أَيَا عَمَّهُ إِنَّ أَخَاكَ أَضْحَى * بَعِيدًا عَنكَ بِالرَّمَضَاءِ رَهِينَ»
ای عمو! برادرت کشته شد و در حالیکه از تو دور بود، در شنزارهای گرم در گرو ماند.
«بِلا رَأْسٍ تَنُوحُ عَلَيْهِ جَهْرًا * طُيُورٌ وَالْوُحُوشُ الْمُوحِشِينَ»
بدون سر و برای او آشکارا پرندگان و وحوش نوحه میکنند و از این مصیبت وحشت کردهاند.
«وَلَوْ عَايَنْتَ يَا مَوْلَايَ سَاقُوا * حَرِيمًا لَا يَجِدْنَ لَهُمْ مُعِينًا»
ای مولای من! کاش میدیدی اهل حرم که رانده میشدند و یار و یاوری نداشتند.
«عَلَى مَتْنِ النِّيَاقِ بِلَا وِطَاءٍ * وَشَاهَدْتَ الْعِيَالَ مَكْشُوفِينَ»
آنها را بر پشت شتران برهنه میراندند و کاش زنها را میدیدی که مکشوف بودند.
«مَدِينَةَ جَدِّنَا لا تَقْبَلِينَا * فَبِالْحَسَرَاتِ وَالأَحْزَانِ جِئْنَا»
ای مدینهی جد ما! ما را قبول مکن؛ زیرا که با حسرت و اندوهها آمدهایم.
«خَرَجْنَا مِنْكَ بِالْأَهْلِينَ جَمْعًا * رَجَعْنَا لَا رِجَالَ وَلَا بَنِينَ»
ما از تو (مدینه) بیرون رفتیم در حالیکه همه با هم بودیم، اما اکنون بدون مردان و پسران برگشتیم.
«وَكُنَّا فِي الْخُرُوجِ بِجَمْعِ شَمْلٍ * رَجَعْنَا حَاسِرِينَ مَسْلُوبِينَ»
ما هنگام خروج از تو (مدینه) سر و سامانی داشتیم، ولی حالا با حالت حسرت و از دست دادن (عزیزانمان) مراجعت کردیم.
«وَكُنَّا فِي أَمَانِ اللهِ جَهْرًا * رَجَعْنَا بِالْقَطِيعَةِ خَائِفِينَ»
هنگام خروج از تو، ما آشکارا در امان خدا بودیم؛ ولی اینک ترسان به سوی تو بازگشتیم.
«وَمَوْلَانَا الْحُسَيْنُ لَنَا أَنِيسٌ * رَجَعْنَا وَالْحُسَيْنُ بِهِ رَهِينٌ»
سرور و مولای ما حسین (علیهالسلام) برای ما مونس بود. ما برگشتیم در حالیکه حسین (علیهالسلام) در کربلا گرو مانده است.
«فَنَحْنُ الضَّائِعَاتُ بِلَا كَفِيلٍ * وَنَحْنُ النَّائِحَاتُ عَلَى أَخِينَا»
پس ما ضایع شدگان بدون سرپرستیم و ما بر برادرمان گریانیم.
«وَنَحْنُ السَّائِرَاتُ عَلَى الْمَطَايَا * نُشَالُ عَلَى جِمَالِ الْمُبْغِضِينَ»
ما کسانی هستیم که ما را بر بالای شترها سیر دادند و بر بلای شتران بر ما خشم مینمودند.
«وَنَحْنُ بَنَاتُ يَسٍ وَطَاهَةٍ * وَنَحْنُ الْبَاكِيَاتُ عَلَى أَبِينَا»
ما دختران یس و طه هستیم و مائیم که بر پدرمان گریه میکنیم.
«وَنَحْنُ الطَّاهِرَاتُ بِلَا خَفَاءِ * وَنَحْنُ الْمُخْلِصُونَ الْمُصَطَفَوْنَ»
ما کسانی هستیم که پاکی ما بر کسی مخفی نیست و ما مخلصان موحد و برگزیدگانیم.
«وَنَحْنُ الصَّابِرَاتُ عَلَى الْبَلَايَا * وَنَحْنُ الصَّادِقُونَ النَّاصِحُونَ»
و ما صابران بر بلاها هستیم و ما راستگویان نصیحتکنندگانیم.
«أَلَا يَا جَدَّنَا قَتَلُوا حُسَيْنًا * وَلَمْ يَرْعُوا جِنَابَ اللهِ فِينَا»
آگاه باش! ای جد بزرگوار ما، حسین (علیهالسلام) را کشتند و خدای عالم را در مورد ما رعایت نکردند.
«أَلَا يَا جَدَّنَا بَلَغَتْ عَدَانَا * مَنَاهَا وَاشْتَفَى الأَعْدَاءُ فِينَا»
آگاه باش! ای جد بزرگوار ما! دشمنان در مورد ما به آرزوهای خود رسیده و تشفی کردند (دل خود را شفا دادند).
«لَقَدْ هَتَكُوا النِّسَاءَ وَحَمَلُوهَا * عَلَى الْأَقْتَابِ قَهْرًا أَجْمَعِينَ»
زنان را هتک حرمت نمودند و همه آنان را قهراً بر شتران بیجهاز سوار کردند.
«وَزَيْنَبَ أَخْرَجُوهَا مِنْ خَبَاها * وَفَاطِمَ وَالْهِي تَبْدِي الأَنِينَ»
و زینب را از خیمهاش بیرون کردند و فاطمه حيران و سرگردان نالهاش را آشکار میکرد.
«سُكَيْنَةُ تَشْتَكِي مِنْ حَرِّ وَجَدٍ * تَنَادِي: الْغَوْثَ رَبَّ الْعَالَمِينَ»
سکینه از شدت حرارت و گرفتاری شکوه میکرد و فریاد میزد: به فریاد برس ای پروردگار جهانیان!
«وَزَيْنُ الْعَابِدِينَ بِقَيْدِ ذُلٍ * وَرَامُوا قَتْلَهُ أَهْلُ الْخَوْنَا»
امام زین العابدین (علیهالسلام) را به زنجیر ستم و خواری بسته بودند و اهل خیانت میخواستند او را بکشند.
«فَبَعْدَهُمْ عَلَى الدُّنْيَا تُرَابٌ * فَكَأْسُ الْمَوْتِ فِيهَا قَدْ سَقَيْنَا»
پس از این (مصیبتها)، خاک بر سر دنیا باشد که ما در دنیا از کاسهی مرگ سیراب شدیم.
«وهَذِهِ قِصَّتِي مَعَ شَرْحِ حَالِي * أَلَا يَا سَامِعُونَ ابْكُوا عَلَيْنَا»
و این قصهی من است از شرح حالم؛ پس ای شنوندگان، بر حال ما گریه کنید.
منابع:
- بحار الأنوار ج۴۵ ص ۱۹۷
- عوالم الإمام حسین ص ۴۳۲
- ینابیع المودة لذی القربی ج۳ ص ۱۹۴
- موسوعة شهادت معصومین ج۲ ص ۴۰۰
- وفیات الأئمة ص ۴۶۲
- الاخلاق الحسینیة ص ۱۱۰ قسمتی از اشعار
- عوالم العلوم و المعارف ج۱۱ ص ۱۰۱۴