پرسش‌های یک خانم و پاسخ‌های حجت‌الاسلام قائمی درباره مسئله حجاب

حجاب

پرسش:
مگر نمی‌گویند معصومین(ع) در امر حجاب، زنان را امر به معروف می‌کردند؟ پس چرا امروزه در کشور این امر را اجباری کرده‌اند و به زور روسری را روی سر مردم می‌گذارند؟

پاسخ:
اینکه فرمودید اهل‌بیت(ع) زنان را امر به معروف می‌کردند، پس چرا در کشور حجاب اجباری است؟
جواب آن است که امر به معروف و نهی از منکر با نصیحت و موعظه تفاوت دارد. امام صادق(ع) فرمودند:
«الْأَمْرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيُ عَنِ الْمُنْكَرِ مَعَ الْقُدْرَةِ»
یعنی امر به معروف و نهی از منکر باید با قدرت همراه باشد. اگر کسی قدرت در دست دارد، وظیفه دارد به زور مانع گناه شود و مردم را مجبور به انجام واجبات کند. این تکلیف حکومت است. در زمان پیامبر(ص)، دادن خمس و زکات اجباری بود و اگر قبیله‌ای خمس نمی‌داد، با آن‌ها می‌جنگیدند.

دلیل این مطلب آن است که انسان وظیفه دارد دیگران را امر کند (یعنی دستور دهد و اجبار کند) یا از منکر نهی کند (یعنی مانع شود). این مسئله مخصوص کسی است که در انظار عمومی گناه می‌کند، زیرا کسی که در خانه و خلوت گناه می‌کند، کسی از آن خبر ندارد تا او را امر یا نهی کند.

راز این دستور خداوند آن است که جامعه مانند کشتی است؛ اگر یک نفر گوشه‌ای از کشتی را سوراخ کند، همه غرق می‌شوند. در جامعه نیز اگر بلایی نازل شود، همه دچار آن می‌شوند، چه گناهکار و چه بی‌گناه. طبق روایات و آیات قرآن، گناه باعث نزول بلا می‌شود. به همین دلیل، خداوند دستور داده است که هنگام مشاهده گناه، دیگران را امر و نهی کنیم.

امیرالمؤمنین(ع) در زمان خلافتش در حال عبور از بازار بود که دید جوانی به زنان نگاه می‌کند. جلو رفت و او را از این کار نهی کرد. روز بعد همین صحنه تکرار شد و حضرت دوباره او را نهی کردند، اما این‌بار شدیدتر. روز سوم، حضرت سیلی محکمی به صورت او زدند و… . مانند این روایات بسیار است.


پرسش:
حتی اگر دختران و زنان پوشش قابل قبول و لباس مناسبی داشته باشند، اما شال نداشته باشند، گشت ارشاد آن‌ها را آزار می‌دهد و می‌خواهند به زور شال را روی سر مردم بگذارند. اگر کشور اسلامی است، پس چرا همه چیز آن اسلامی نیست؟ چهل سال است این حکومت فقط به حجاب زنان گیر داده است!

پاسخ:
در اسلام، فقط پوشیدن لباس برای زن کافی نیست. در روایات اهل‌بیت(ع) آمده است که تمام بدن زن، جز صورت و دست‌ها (از مچ به پایین)، نامحرم محسوب می‌شود و باید پوشیده باشد. حتی صورت و دست‌ها نیز نباید آرایش داشته باشند. پس مشخص است که زن باید موهایش را نیز بپوشاند. اگر زنی لباس مناسب دارد اما موهایش را نپوشانده، خلاف دستور اسلام عمل کرده و باید از او جلوگیری شود.

حال سؤال این است: آیا اسلام هر لباسی را به عنوان پوشش برای زن می‌پذیرد؟
خیر. اسلام می‌گوید لباس باید سه ویژگی داشته باشد:
۱. به گونه‌ای باشد که هیچ قسمت از بدن زن دیده نشود.
۲. برآمدگی‌های اندام زن را نشان ندهد.
۳. از نظر جذابیت، توجه نامحرم را جلب نکند.
پس اگر بخواهیم دقیقاً دستور اسلام رعایت شود، گشت ارشاد باید جلوی اکثر زنان مانتویی را بگیرد.


پرسش:
حجت‌الاسلام ایازی گفته‌اند: «همان‌گونه که اجبار بر بی‌حجابی جواب نداد، اجبار بر حجاب نیز جواب نمی‌دهد. در واقع، این دو عملِ گذشته و امروز حکومت، عدل یکدیگر هستند. بسیاری از فقهای ما، چه در نجف و چه در ایران، می‌گفتند همان‌طور که اصل اجبار کردن بر ضد حجاب کار غلطی بود، اجبار کردن بر حجاب نیز کار درستی نیست.»

پاسخ:
این مطالب غلط است، زیرا:
اولاً، ما گزارش تاریخی نداریم که بعد از نزول حکم حجاب، عده‌ای از زنان مخالفت کرده و حجاب نکنند تا بررسی کنیم پیامبر(ص) با آن‌ها چگونه برخورد کرد.
دوماً، برعکس، گزارش‌های تاریخی نشان می‌دهد زنان کاملاً از حجاب استقبال کردند و همه حجاب می‌کردند. وقتی کسی بی‌حجاب نبوده، با چه کسی باید برخورد می‌شد؟

اما اینکه خود گشت ارشاد نیاز به ارشاد دارد، در برخی موارد درست است، اما این دلیل بر غلط بودن اصل گشت ارشاد نیست.


پرسش:
اگر کشور اسلامی است، پس چرا همه چیز آن اسلامی نیست؟ چهل سال است این حکومت فقط به حجاب زنان گیر داده است! اگر همین‌قدر پیگیر رشد و توسعه فرهنگ، پیشرفت کشور و رسیدگی به اختلاس‌گرها بودند، الان وضع مملکت این نبود.

پاسخ:
درست می‌فرمایید. کشور اسلامی باید پیگیر تمام مسائل اسلامی باشد، نه فقط حجاب. اما این دلیل نمی‌شود که بگوییم چون بقیه مسائل دین پیگیری نمی‌شود، این مسئله را نیز پیگیری نکنیم. بلکه باید گفت: چرا همه چیز مانند این مسئله پیگیری نمی‌شود؟


پرسش:
لطفاً بگویید ما باید موافق حجاب اجباری باشیم یا نه؟ خود خدا هم فرموده: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ».

پاسخ:
باید موافق اجبار در تمام واجبات بود که حجاب یکی از آن‌هاست. جمله «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» درباره اصل پذیرش اسلام است، نه احکام اسلام. یعنی ما به کافر نمی‌گوییم باید مسلمان شود وگرنه او را می‌کشیم، بلکه به او می‌گوییم با تحقیق و دلیل، حقانیت اسلام را بپذیرد. اگر مسلمان شد، یعنی قبول کرده این دین از جانب خداست و پس از آن، حق ندارد بگوید: «من این دین را حق می‌دانم، اما احکام آن را انجام نمی‌دهم.»


پرسش:
واقعاً سخت است که می‌بینم نوجوانان در کشور خودشان هم می‌ترسند راه بروند و احساس ناامنی می‌کنند. به جای اینکه مانند معصومین(ع) با لطافت و مهربانی با آن‌ها حرف بزنیم و دین را معرفی کنیم، با زور، کتک، ترس و وحشت، به آن‌ها دینداری یاد می‌دهیم!

پاسخ:
هر دو باید با هم باشد: هم گشت ارشاد و…، هم مهربانی و کار فرهنگی. اگر هر کدام نباشد، اشتباه است.
مثال می‌زنم: کودکی در خیابان می‌خواهد دست مادرش را رها کند و بدود. در اینجا سه نگرش وجود دارد:
۱. یک نفر می‌گوید: «دستش را به زور نگه ندار، چون هنوز با مهربانی برایش توضیح نداده‌ای که چرا می‌خواهی دستش را نگه داری. بگذار برود.»
۲. دیگری می‌گوید: «اگر دستش را رها کنی، گم می‌شود یا زیر ماشین می‌رود. پس دستش را نگه دار، هرچه می‌خواهد گریه کند.»
۳. نگرش سوم می‌گوید: «الان که مجبوری، دستش را رها نکن تا دچار خطر نشود، اما در فرصت مناسب برایش توضیح بده و از خطرات آگاهش کن.»

مشخص است که نگرش اول غلط، دوم ناقص و سوم کامل است. اما اگر پدر یا مادری به فرزندش توضیح ندهد که چرا دستش را رها نمی‌کند، هرچند اشتباه کرده، اما این دلیل نمی‌شود که او را رها کند تا زیر ماشین برود.

در جامعه نیز اگر فردی اشتباه کند، آسیب آن به همه مردم می‌رسد (و اولین ضربه را خود اشتباه‌کننده می‌بیند). پس چه توضیح داده شده باشد چه نه، باید مانع گناه و جرم شد، زیرا این عقلانی است. اما باید از مسئولان پرسید: چرا در جامعه احکام الهی فرهنگ‌سازی نشده است؟ چرا چهل سال است صداوسیما ۹۵ درصد فیلم‌هایش عشق و عاشقی است و فرهنگ غربی را تبلیغ می‌کند؟


پرسش:
اگر بهانه موافقت با حجاب اجباری، قانون و حکومت اسلامی و حفظ هنجارهای اسلامی است، پس چند سال دیگر از نفرت نوجوانان و جوانان نباید گله و شکایت کرد.

پاسخ:
این‌طور نیست. اگر طبق مطالب گفته‌شده، هم اجبار به رعایت حجاب و هم فرهنگ‌سازی درباره چرایی حجاب در جامعه انجام شود، قطعاً نفرتی وجود نخواهد داشت. امنیت روانی حاکم بر جامعه، کم‌کم محبت به حجاب را در دل‌ها زنده می‌کند. اگر امروز باعث نفرت می‌شود، به دلیل کسانی است که بی‌حجاب در انظار ظاهر می‌شوند و عده‌ای کوتاه‌فکر می‌پندارند آن‌هایی که حجاب دارند، از بی‌حجاب‌ها عقب‌افتاده‌اند. یا بی‌حجاب‌ها، با وجود انجام کار زشت، خود را بافرهنگ می‌دانند. پس مشکل از اسلام نیست، مشکل از فرهنگ‌سازی غلط است.


پرسش:
تا همین چند روز پیش، خودم چادری بودم که چادرم را با نفرت، فحش و گریه، به اجبار مادرم سر می‌کردم. حقیقتاً چطور ممکن است گذاشتن چند تکه پارچه بی‌ارزش روی سرمان، ارزشمندتر از عشق و علاقه‌مان به خدا باشد؟ چرا حکومت با این کارهایش کینه و نفرتی فراموش‌نشدنی در دل دختران گذاشته است؟ حجاب؟ به بهای زده شدن مردم از دین؟

پاسخ:
اینکه شما چادری بودید، بسیار ارزشمند بود. اما اینکه با فحش و گریه چادر سر می‌کردید، به دلیل همان مشکلی است که قبلاً بحث شد؛ یعنی در خانواده فقط اجبار بود و ساختار فکری شما درست نشده بود.

اینکه می‌گویید: «چند تکه پارچه بی‌ارزش»، این حرف بازی با الفاظ است تا اشتباه خود را توجیه کنید. زیرا:

  • لباس زیر هم چند تکه پارچه است.
  • مشروب هم چند جرعه است.
  • ارتباط نامشروع هم با رضایت طرفین و چند دقیقه است.
  • قتل هم یک لحظه و یک شلیک تیر ناقابل است.

پس با این بهانه که «چیز کوچکی است»، می‌توان همه احکام را کنار گذاشت و حتی قوانین بشری را نیز نادیده گرفت. مثلاً بگوییم: «سه ثانیه رد کردن چراغ قرمز که چیزی نیست، چرا جریمه سنگین دارد؟» یا «یک کیلومتر سرعت بیش از حد مجاز که مهم نیست، چرا جریمه می‌شود؟»

با این تفکر، هرکس می‌تواند بگوید: «از نظر من فلان دستور حقیرانه است، چرا این‌همه سخت‌گیری؟»

به داستانی از امام باقر(ع) اشاره می‌کنم:
شخصی نزد امام باقر(ع) آمد و پرسید: «موشی در خمره روغن من مرده و افتاده است. آیا تمام روغن نجس شده؟»
حضرت پرسیدند: «روغن مایع بود یا جامد؟»
گفت: «مایع.»
حضرت فرمودند: «تمام روغن نجس است.»
آن شخص ناراحت شد و گفت: «یعنی من به خاطر یک موش کوچک، یک خمره روغن را دور بریزم؟»
امام(ع) فرمودند:
«تو موش را کوچک نشمردی، بلکه حکم خدا را کوچک شمردی.»


پرسش:
برای مثال، مسابقات والیبال و فوتبال بانوان، با وجود پوشش پوشیده‌تر، از تلویزیون پخش نمی‌شود.

پاسخ:
ورزش بسیار مفید و پسندیده است، اما پخش مسابقات بانوان از تلویزیون، با بحثی که طبق روایات اهل‌بیت(ع) درباره حجاب مطرح شد، قابل جمع نیست. زیرا طبق آن‌چه گفته شد، لباس باید به گونه‌ای باشد که حالت بدن زن (که برای مرد جذاب است) دیده نشود. خداوند خالق ماست و تمایلات و مفاسد ما را بهتر از خودمان می‌شناسد. وقتی او دستور داده زن در مقابل نامحرم خود را بپوشاند، باید اطاعت کرد، زیرا هم از ما به خودمان داناتر است و هم مهربان‌تر.


پرسش:
این یعنی چه؟ چرا در برابر این زن‌ستیزی در حکومت حرفی نمی‌زنید؟ مسئولان که گند زدند، حداقل امید آخر ما طلبه‌ها و رهبر معظم انقلاب هستند.

پاسخ:
کلمه «ستیز» را باید معنی کرد. ستیز یعنی کسی را به زور در مسیری که با آن سازگار نیست وارد کردن. اتفاقاً خداوند می‌فرماید زن باید در مسیری باشد که با طبیعت او سازگار است، نه در مسیری که با تمایلات و شرایط زن ناسازگار است. مثلاً:

  • زن قدرت زاد‌و‌ولد و تربیت کودک را دارد.
  • مرد قدرت کار سخت برای تأمین درآمد را دارد.

اگر به زن بگوییم: «تو فرزند نیاور، در بیرون از خانه کار کن» و به مرد بگوییم: «تو در خانه بچه‌داری کن»، این ستیز است.

زن زیبایی و جذابیت دارد و اگر از خود مراقبت نکند، ممکن است مورد تعرض قرار گیرد. خداوند به زن می‌گوید:

  • تو ارزشمندی و اگر کسی خواست با تو ازدواج کند، باید مهریه تعیین کند.
  • مرد باید نفقه تو را بپردازد و تو از او ارث می‌بری.

ستیز دوگونه است:
۱. مجبور کردن شخص به کاری، مثل زمان رضاخان که چادر را به زور از سر زنان می‌کشیدند.
۲. تحریف فکر شخص، مثل داعش که زنان را فریب می‌دادند تا کارهای خلاف انجام دهند.


پرسش:
چرا در برابر حسرت‌هایی که سال‌هاست زیر پارچه سیاهی (که به زور روی سرمان گذاشته‌اند) پنهان و سرکوب شده، همه سکوت کرده‌اند؟ چرا در برابر این مسائل که باید بیشتر به آن‌ها پرداخت، همه سکوت کرده‌اند؟

پاسخ:
این دنیا جای تفریح و خوش‌گذرانی نیست. تمام آنچه حسرت می‌خوریم، گذراست. پس از مرگ تازه می‌فهمیم که ای کاش دستورات خدا را گوش می‌کردیم، زیرا این دستورات برای ساختن روح خودمان بود. امام باقر(ع) فرمودند:
«تمام بانوانی که مانند حضرت زهرا(س) چادر به سر کردند، روز قیامت مورد شفاعت ایشان قرار می‌گیرند.»
آیا فکر کرده‌ایم پس از مرگ، ما را به کجا می‌برند؟ عالمی که تمام‌نشدنی است و عمر دنیا در مقابلش به اندازه یک ساعت نیست. پس این دنیا جای حسرت نیست، بلکه آن دنیا جای حسرت است.


پرسش:
چطور می‌توانیم به رهبر بگوییم: «ما برای روز زن، بیت‌رهبری با تم صورتی نمی‌خواهیم، ما امکانات و رسیدگی بیشتر به ارزش‌ها و رفع محدودیت زنان را می‌خواهیم»؟ چرا گوش شنوا در این کشور نیست؟

پاسخ:
محدودیت‌ها را خداوند تعیین کرده، هم برای مرد و هم برای زن. جالب اینجاست که هم مرد دوست دارد محدود نباشد و هرطور بخواهد زندگی کند، هم زن. اما خداوند ما را «عبد» (بنده) قرار داده و بنده باید فرمان مولایش را گوش کند. اگر محدودیت‌ها را برداریم، جامعه مانند حیوانات می‌شود که هرکس زوردارتر است، پیروز است. خداوند قوانینی گذاشته تا انسان‌وار زندگی کنیم، نه حیوان‌وار.


پرسش:
اصلاً چرا قبر شهید رئیسی را در بخش مردانه حرم امام رضا(ع) قرار دادند؟ مگر رئیس‌جمهور همه نبود؟ وقتی از یک خادم امام رضا(ع) این سؤال را پرسیدم، با تمسخر گفت: «برو قبر فلانی را زیارت کن، به نیت شهید رئیسی!»

پاسخ:
در این کار تعمدی نیست. داخل حرم، قسمت‌های زنانه و مردانه متغیر است. خواستند ایشان را کنار شهید هاشمی‌نژاد دفن کنند. همچنین، زنان می‌توانند از سمت رواق حاتم‌خانی نزدیک قبر بیایند، اما روی قبر نمی‌توانند دست بگذارند. اگر آن خادم درست پاسخ نداد، اشتباه کرده است.


پرسش:
مطمئناً تا زمانی که به عنوان یک زن چنین حرف‌ها و برخوردهایی را ندیده باشید و چنین محدودیت‌هایی را نچشیده باشید، هرگز نمی‌توانید درک کنید چرا جمله‌به‌جمله این حرف‌ها را با گریه می‌نویسم.

پاسخ:
ما نیز تا وارد عالم آخرت نشویم، نمی‌توانیم درک کنیم چرا خداوند این قوانین را گذاشته و چقدر او و اهل‌بیت(ع) به ما مهربان‌اند. حقیقت امتحان الهی همین است که علت دستورات را نمی‌دانیم، اما باید به خدا و اهل‌بیت(ع) اعتماد کنیم و عمل کنیم.


پایان متن

آخرین مطالب

دیگر مطالب

اصحاب رس چه کسانی بودند

پرسش:استاد، ممکن است لطفاً درباره‌ی اصحاب رس که در قرآن از آن‌ها یاد شده توضیح بفرمایید؟ این قوم چه کسانی...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *