ذوالقرنین

در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) وارد شده است که یأجوج و مأجوج تا پیش از ظهور امام زمان (عجل‌الله‌تعالى‌فرجه‌الشریف) در پشت سد محبوس‌اند و در آستانهٔ ظهور، دوباره بازمی‌گردند و به مردم حمله می‌کنند.

سؤال: از زمان ذوالقرنین بیش از دو هزار سال می‌گذرد؛ یعنی در این دو هزار سال، آن‌ها فرصت پیدا نکرده‌اند از مسیر دیگری بیایند؟

در روایتی دیگر از پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) نقل شده است که یأجوج و مأجوج هزار برابر انسان‌ها هستند. و طبق قرآن و روایات، ذوالقرنین یأجوج و مأجوج را از بین نبرد، بلکه آنان وجود دارند، ولی محبوس هستند. و اگر آنان موجوداتی مانند حیوان‌ روی زمین، با تعداد بسیار زیاد باشند، پس چرا دیده نمی‌شوند؟

از پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) روایت شده است: «هر کدام از آنان تا هزار فرزند به دنیا نیاورد، نمی‌میرد.»

پس آنچه از آیات و روایات فهمیده می‌شود آن است که حقیقتی دقیق‌تر و فراتر از آنچه ما در ظاهر از قرآن و روایات برداشت می‌کنیم، وجود دارد.

با تأملی در آیات و روایات درمی‌یابیم که آنان نه انسان‌اند و نه حیوان؛

در «روضهٔ کافی»، حدیث شمارهٔ ۲۷۴، و در «بحار الأنوار»، جلد ۶، صفحهٔ ۳۱۴، از ابن عباس روایت شده است که: از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دربارهٔ خلقت سؤال شد. آن حضرت فرمودند: «خداوند در خشکی هزار و دویست نوع خلق کرده است و در دریا نیز هزار و دویست نوع؛ و بنی‌آدم هفتاد نوع هستند، و همهٔ مردم از فرزندان آدم‌اند جز یأجوج و مأجوج.»

پس با اندکی تأمل در آیات و روایات درمی‌یابیم که:

اوّلًا، یأجوج و مأجوج وجود دارند، امّا حجم و ابعاد ندارند که مکانی را اشغال کنند؛ زیرا از رسول خدا (صلى‌الله‌عليه‌وآله) روایت شده است که جمعیت آنان هزار برابر جمعیت مسلمین است، و تا یکی از ایشان هزار فرزند نیاورد، نمی‌میرد.

ثانیاً، در روایات آمده است که آنان «روی هم موج می‌زنند». آیا انسان‌ها یا حیوانات، چون تعدادشان زیاد باشد، روی هم موج می‌زنند؟

پس از مجموع این مطالب فهمیده می‌شود که یأجوج و مأجوج نوعی تکنولوژی‌اند که گاهی به صورت انسان و گاهی به صورت حیوان دیده می‌شوند، و در منظر مردم اعمال زشت انجام می‌دهند.

در نتیجه می‌توان گفت که آنان همان امواجی هستند که انتقال‌دهندهٔ صدا و تصویرند.

و جالب اینکه در روایات وارد شده است که صدایی مانند همهمه، یا صدای کبوتر، یا صدای گرگ دارند. و البته کسانی که با این تکنولوژی آشنا هستند، می‌دانند که امواج چه نوع صدایی تولید می‌کنند.

و اینکه اشاره شده است موجب هلاکت مردم می‌شوند، باید دانست که دو نوع هلاکت وجود دارد: ظاهری و باطنی.

هلاکت ظاهری یعنی روزی خواهد رسید که همین امواج به عنوان سلاح برای کشتار مردم به کار گرفته خواهند شد.

و هلاکت باطنی به این معناست که دین و عقل مردم را از بین می‌برند.

پس در واقع، یأجوج و مأجوج مدّت‌ها است که حمله کرده‌اند و ما بی‌خبریم.

روایاتی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دلالت دارد بر این‌که یأجوج و مأجوج گوش‌های بزرگی دارند؛ یعنی کاربرد آن‌ها برای استراق سمع است.

و حضرت در روایتی دیگر می‌فرماید: «برخی از آنان با گوش‌های خود، خود را می‌پوشانند»، که اشاره به امواجی است که برای استتار، ضد ردیابی و مانند آن به‌کار می‌روند.

در روایتی دیگر، امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: «برخی از آنان بر درخت می‌خوابند و برخی بر زمین»، که اشاره به انواع امواجی دارد که برخی از آن‌ها در سطوح پایین و برخی در سطوح بالا حرکت می‌کنند.

پس ذوالقرنین برای مقابله با یأجوج و مأجوج از صنعتی بهره برد که خداوند در قرآن، طریقهٔ ساخت آن را به صورت رمزآلود بیان می‌فرماید:

حال به این آیات توجه فرمایید:

﴿حَتّىٰ إِذا بَلَغَ بَينَ السَّدَّينِ وَجَدَ مِن دُونِهِما قَومًا لا يَكادونَ يَفقَهونَ قَولًا﴾
«تا وقتی به میان دو سد رسید، در برابر آن دو (سد)، طایفه‌ای را یافت که نمی‌توانستند هیچ زبانی را بفهمند.» (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۳)

﴿قالوا يا ذا القَرنَينِ إِنَّ يَأجوجَ وَمَأجوجَ مُفسِدونَ فِي الأَرضِ فَهَل نَجعَلُ لَكَ خَرجًا عَلىٰ أَن تَجعَلَ بَينَنا وَبَينَهُم سَدًّا﴾
«گفتند: ای ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج سخت در زمین فساد می‌کنند، آیا ممکن است مالی در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی قرار دهی؟» (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۴)

﴿قالَ ما مَكَّنِّي فيهِ رَبِّي خَيرٌ فَأَعينوني بِقُوَّةٍ أَجعَل بَينَكُم وَبَينَهُم رَدمًا﴾
«گفت: آنچه پروردگارم مرا در آن تمکّن بخشیده است، بهتر است. مرا با نیرویی (انسانی) یاری کنید، تا میان شما و آن‌ها سدی استوار قرار دهم.» (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۵)

﴿آتوني زُبَرَ الحَديدِ حَتّىٰ إِذا ساوىٰ بَينَ الصَّدَفَينِ قالَ انفُخوا حَتّىٰ إِذا جَعَلَهُ نارًا قالَ آتوني أُفرِغ عَلَيهِ قِطرًا﴾
«برای من قطعات آهن بیاورید، تا آنگاه که میان دو صخره برابر شد، گفت: بدمید، تا وقتی آن قطعات را آتش گردانید، سپس گفت: مس گداخته برایم بیاورید تا بر آن بریزم.» (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۶)

آخرین مطالب

دیگر مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *