غسل و دفن و نماز بر امام حسن الزکی (علیه‌السلام) و مظلومیت امام زمان (علیه‌السلام)

لحظه شهادت امام عسکری (علیه‌السلام)

ابو ادیان می‌گوید: من خادم امام عسکری (علیه‌السلام) بودم و نامه‌های ایشان را به شهرهای مختلف می‌بردم. در زمان بیماری امام، به خدمت ایشان شرفیاب شدم و حضرت نامه‌ای به من دادند و فرمودند که آن را به مدائن ببرم. حضرت فرمودند: «تو پانزده روز غایب خواهی بود و روز پانزدهم به سامرا بازخواهی گشت. […]

لحظه شهادت امام حسن الزکی (علیه‌السلام)

لحظه شهادت امام عسکری (علیه‌السلام)

شیخ صدوق (رحمه‌الله) می‌فرماید: معتمد (لعنه‌الله علیه) امام عسکری (علیه‌السلام) را به شهادت رساند. اسماعیل بن علی می‌گوید: «من در زمانی که امام عسکری (علیه‌السلام) بیمار بود، به محضر ایشان شرفیاب شدم. حضرت به خادم خود، عقید، فرمودند: “آب را با داروی مصطکی مخلوط کن و به من بده.” وقتی آن را به امام دادند، […]

تشییع جنازه امام هادی و گریه‌های امام عسکری (علیهما‌السلام)

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

هنگامی که امام علی بن محمد (امام هادی علیه‌السلام) به شهادت رسید، مردم شاهد بودند که امام حسن بن علی (امام حسن عسکری علیه‌السلام) از خانه بیرون آمد و پیراهنش از جلو و پشت پاره شده بود، که این عمل را به عنوان نشانه‌ای از عزای حضرت انجام داده بود. پس از آن، هنگام حرکت […]

بی‌احترامی به امام هادی علیه السلام توسط متوکل (لعنه‌الله‌تعالی)

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

مسعودی می‌گوید:در نزد متوکل جاسوسان به دروغ خبر دادند که امام هادی علیه السلام در منزل خود اسلحه و کتاب و چیزهای دیگری از شیعیان نگهداری می‌کند. پس شبانه عده‌ای از لشکریان ترک و غیر آنها را فرستاد تا در زمان بی‌خبری اهل خانه، به خانه‌ی حضرت هجوم ببرند، آنها وارد خانه‌ی حضرت شدند و […]

حمله به خانه‌ی امام هادی (علیه‌السلام) در مدینه

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

یحیی بن هرثمه نقل می‌کند که متوکل پس از دریافت گزارشی از جاسوسان خود مبنی بر فعالیت‌های امام علی بن محمد (علیه‌السلام)، دستور داد تا او را به خانه امام هادی (علیه‌السلام) در مدینه بفرستد. هنگامی که یحیی وارد خانه شد، صدای ضجه و ناله‌های اهل خانه به حدی بلند بود که نظیر آن را […]

تهدید به قتل امام هادی (علیه‌السلام) به دستور متوکل (لعنه‌الله‌تعالی)

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

ابو أرومه می‌گوید: وقتی متوکل امام هادی (علیه‌السلام) را به سامرا برد، من نیز به سامرا رفتم تا خبری از حضرت بگیرم و از حال ایشان مطلع شوم. وارد منزل سعید حاجب شدم و او مرا دید و گفت: «به نزد من بیا». من به نزد او رفتم و او شروع به صحبت کرد و […]

لطف امام هادی (علیه‌السلام) و ظلم متوکل (لعنةالله‌علیه)

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

متوکل به دلیل دملی که در بدنش ایجاد شده بود، به شدت بیمار شد و در آستانه مرگ قرار گرفت. کسی جرأت نداشت که برای درمان او اقدام کند. مادر متوکل نذر کرد که اگر او بهبود یابد، از دارایی خود اموالی برای امام هادی (علیه‌السلام) بفرستد. فتح بن خاقان، وزیر متوکل، به او گفت […]

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

زرافه، دربان متوکل که شیعه بود، می‌گوید: متوکل، فتح بن خاقان را بسیار گرامی می‌داشت. او بیشتر از هر کسی، حتی از سایر امراء و خانواده‌اش، به فتح بن خاقان نزدیک بود. متوکل می‌خواست موقعیت فتح بن خاقان را به دیگران نشان دهد و در واقع به نوعی او را بر دیگران برتری بخشد. به […]

شهادت امام جواد (علیه‌السلام)

شهادت امام جواد (علیه‌السلام)

سه قول در منابع روایی در مورد شهادت امام جواد (علیه‌السلام) وجود دارد که در اینجا به آنها اشاره می‌شود: قول اول:پس از آنکه مردم با معتصم بیعت کردند، در پی کسب اطلاع از وضعیت امام جواد (علیه‌السلام) برآمدند. بنابراین، به عبدالملک زیاد، والی مدینه، نامه‌ای نوشتند تا امام جواد (علیه‌السلام) را همراه با ام […]

نکته‌ای مهم در بحث شهادت حضرت امام رضا (علیه‌السلام)

وداع امام رضا (علیه‌السلام) با خانواده

روایات مختلفی در مورد چگونگی مسمومیت امام رضا (علیه‌السلام) وارد شده است که حکایت می‌کند مأمون برای اینکه توسط مردم متهم نشود، به دفعات مختلف حضرت علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) را مسموم می‌کرد، اما با زهرهایی که تأثیر فوری نداشت تا مردم گمان کنند که حضرت بیمار شده و بیماری او به تدریج شدت […]

داستان شهادت امام رضا (علیه‌السلام) از زبان اباصلت

وداع امام رضا (علیه‌السلام) با خانواده

اباصلت می‌گوید: روزی در حضور امام رضا (علیه‌السلام) بودم که حضرت به من فرمود: «ای اباصلت، وارد اتاقی شو که در آن قبر هارون است و از چهار گوشه‌ی آن برایم خاک بیاور.» من رفتم و از چهار گوشه آن مقبره برای حضرت خاک آوردم. امام فرمود: «قسمتی از این خاک را به من بده.» […]

مکر مأمون در مسموم نمودن امام رضا (علیه‌السلام)

وداع امام رضا (علیه‌السلام) با خانواده

عبدالله بن بشر، که خادم مأمون بود، می‌گوید: مأمون به من دستور داد که ناخن‌های خود را برخلاف عادتم بلند کنم و به هیچ‌کس نگویم که او این دستور را به من داده است، و من نیز این کار را انجام دادم. روزی مأمون مرا خواست و به من گفت که چیزی شبیه تمر هندی […]