ابو أرومه میگوید:
وقتی متوکل امام هادی (علیهالسلام) را به سامرا برد، من نیز به سامرا رفتم تا خبری از حضرت بگیرم و از حال ایشان مطلع شوم. وارد منزل سعید حاجب شدم و او مرا دید و گفت: «به نزد من بیا». من به نزد او رفتم و او شروع به صحبت کرد و آنقدر از موضوعات مختلف سخن گفت که به خود گفتم اشتباه کردهام که به نزد او آمدهام. پس از مدتی که اطرافش خلوت شد، به من گفت: «برای چه به سامرا آمدهای؟» گفتم: «برای بعضی خبرها.» او گفت: «گویا از مولایت خبر میخواهی؟» گفتم: «مولای من کیست؟ مولای من امیرالمؤمنین (متوکل است).» او با لحنی صریح گفت: «از من نترس و پنهان نکن که من بر مذهب تو هستم.» گفتم: «الحمدلله.» سپس او به من گفت: «بنشین تا مامور متوکل (که اینجاست) برود.» متوکل حاجب را دستور داده بود که امام هادی (علیهالسلام) را بکشد. هدف او از این دستور، تقیه کردن در مقابل دیگران بود.
سعید حاجب پس از مدتی گفت: «آیا دوست داری خدای خود را ببینی؟» گفتم: «سبحانالله، که به چشم دیده نمیشود.» حاجب گفت: «همان کسی که شما ادعا میکنید امام شماست!» گفتم: «بدم نمیآید.» او ادامه داد: «من دستور کشتن او را دارم و فردا این کار را انجام میدهم.»
پس از این سخنان، طولی نکشید که فرستاده مأمون به نزد سعید حاجب آمد و او گفت: «داخل شو.» سپس به غلام خود گفت: «او را به اتاقی که آن علوی (امام هادی علیهالسلام) است، ببر و با او تنها بگذار.»
وارد خانهای شدم که امام هادی (علیهالسلام) در آن محبوس بود. در اطراف او قبری حفر کرده بودند. وارد شدم و به حضرت سلام کردم. در آن لحظه شدت گریهام را احساس کردم و حضرت فرمود: «چه چیزی تو را به گریه میاندازد؟» گفتم: «بخاطر صحنهای که میبینم.» حضرت فرمود: «برای آن گریه مکن که برایشان تمام نمیشود.» (یعنی نمیتوانند کار خود را تمام کنند و مرا به قتل برسانند.) این سخنان حضرت باعث شد آرامش پیدا کنم. سپس حضرت فرمود: «او دو روز بیشتر نمیماند تا خداوند خون او و دوست او را که دیدی میریزد.»
سپس حضرت به من فرمود: «خدا حافظی کن و برو، چون برایت نگرانم.»
ابو أرومه میگوید: «به خدا قسم، دو روز نگذشت که متوکل (با فتح بن خاقان) کشته شد.»
آدرسها:
- مدینة المعاجز ج۷ ص ۴۸۳ و ۵۱۰
- بحار الانوار ج۵ ص ۱۹۶، ج۲۴ ص ۲۳۸، ج۳۶ ص ۴۱۳، ج۵۰ ص ۱۹۴، ج۵۶ ص ۲۰، ج۹۹ ص ۲۱۰
- معجم احادیث امام هادی (علیهالسلام) ج۵ ص ۱۷۹
- کشف الغمه فی معرفة الائمه ج۳ ص ۱۸۸
- خرائج و جرائح ج۱ ص ۴۱۲
- میزان الحکمه ج۱ ص ۱۷۴
- موسوعه امام هادی ج۱ ص ۲۶۲
- موسوعه شهادت معصومین ج۳ ص ۳۲۰ و ۳۱۶
- جمال الاسبوع ص ۳۶
- موسوعه المصطفی و العترة ج۴ ص ۳۳۵
- وفیات الائمه ص ۳۷۹
- المحجة البیضاء ج۴ ص ۳۱۸
- خصال صدوق ص ۳۹۵
- کمال الدین و تمام النعمة صدوق ص ۳۸۲
- معانی الاخبار ص ۱۲۳
- کفایة الاثر ص ۲۸۹
- مفاتیح الجنان باب تعیین اسماء النبی و ائمه به ایام
- موسوعه احادیث اهل بیت ج۱۲ ص ۳۵۵
- اعلام الوری ج۲ ص ۲۴۵
- قادتنا کیف نعرفهم ج۴ ص ۳۴۵