شهادت امام جواد (علیه‌السلام)

شهادت امام جواد (علیه‌السلام)

سه قول در منابع روایی در مورد شهادت امام جواد (علیه‌السلام) وجود دارد که در اینجا به آنها اشاره می‌شود:

قول اول:
پس از آنکه مردم با معتصم بیعت کردند، در پی کسب اطلاع از وضعیت امام جواد (علیه‌السلام) برآمدند. بنابراین، به عبدالملک زیاد، والی مدینه، نامه‌ای نوشتند تا امام جواد (علیه‌السلام) را همراه با ام الفضل به بغداد بفرستد. زمانی که امام وارد بغداد شد، به ظاهر به احترام ایشان پرداخته و تحفه‌هایی برای امام و ام الفضل فرستاد. سپس، شربت پرتقالی از طرف غلامش، اشناس، به امام فرستاده شد. اشناس به امام گفت که پیش از این، معتصم شربت مشابهی را به احمد بن ابی داوود، سعید بن خضیب و برخی بزرگان داده و دستور داده که شما نیز باید آن را با آب یخ بنوشید. امام فرمود: «من آن را شب می‌نوشم.» اما اشناس اصرار کرد که شربت باید خنک باشد و اکنون یخ آن آب شده است. امام، به رغم تمایلش، شربت را نوشید.

قول دوم:
ام الفضل، همسر امام جواد (علیه‌السلام) و دختر مأمون، به تحریک عمویش معتصم، امام را مسموم کرد. زیرا ام الفضل در زندگی مشترک با امام جواد (علیه‌السلام) از دو جهت ناکام مانده بود: نخست اینکه از امام فرزندی به دنیا نیاورد، و دوم اینکه امام توجه زیادی به وی نداشت. بیشتر فرزندان امام جواد (علیه‌السلام) از ام ولدهای آن حضرت بودند. حتی ام الفضل یک بار نامه‌ای به مأمون نوشت و از اینکه امام چند کنیز دارد شکایت کرد. مأمون در جواب او نوشت: «ما تو را به عقد ابوجعفر در نیاوردیم که حلالی را بر او حرام کنیم. دیگر از این شکایت‌ها نکن.» پس از قتل متوکل، معتصم ام الفضل را به قتل امام جواد (علیه‌السلام) تحریک کرد و زهری برای او فرستاد تا در طعام امام بگنجاند. ام الفضل نوزده عدد انگور رازقی را با سم آلوده کرده و نزد امام آورد. زمانی که امام از آن انگورها خورد، اثر سم در بدن مبارک او ظاهر شد. امام به ام الفضل که گریه می‌کرد فرمود: «گریه‌ات برای چیست؟ به خدا قسم، تو به دردی دچار می‌شوی که از آن خلاصی نخواهی داشت و بلایی که نمی‌توانی آن را پوشانده و پنهان کنی.»

قول سوم:
علامه محمد تقی مجلسی (ره) در کتاب جلاء العیون نقل می‌کند: معتصم یکی از نویسندگان خود را مامور کرد تا امام جواد (علیه‌السلام) را به منزل خود دعوت کرده و زهری در غذای او بریزد. آن شخص با وجود اینکه امام (علیه‌السلام) معمولاً در مجالس معتصم حاضر نمی‌شد، امام را به منزل خود دعوت کرد و در نهایت امام پذیرفت. او گفت: «غرض از دعوت شما این است که خانه ما متبرک شود به حضور شما، و یکی از وزرای خلیفه نیز آرزو دارد که شما را ملاقات کند.» امام، به اجبار، دعوت او را پذیرفت. پس از خوردن غذا، امام احساس کرد که سم در گلویش اثر کرده است. امام بلافاصله برخاست و اسب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست که نرود، ولی امام فرمود: «بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است.» پس از بازگشت به منزلش، اثر سم در بدن مبارک او ظاهر شد و حضرت در تمام آن روز و شب در رنج و ناراحتی بود، تا اینکه به شهادت رسید.

علامه جعفر مرتضی عاملی می‌گوید: شاید معتصم در یک روز سه بار به مسموم ساختن امام (علیه‌السلام) اقدام کرده بود تا از موفقیت سم‌پاشی خود مطمئن شود. چنانکه در روایت “اشناس” نیامده بود که امام (علیه‌السلام) با نوشیدن آن شربت به شهادت رسید.

آدرس‌ها:

  • مدینه المعاجز ج۷ ص ۴۰۶
  • مستدرک سفینه البحار ج۲ ص ۴۰۳
  • مناقب ابن شهرآشوب
  • عیون المعجزات ص ۱۱۷
  • جلاء العیون، ص ۹۶۸
  • بحار الانوار ج۵۰ ص ۱۷
  • مرآت العقول ج۶ ص ۹۵

آخرین مطالب

دیگر مطالب

اصحاب رس چه کسانی بودند

پرسش:استاد، ممکن است لطفاً درباره‌ی اصحاب رس که در قرآن از آن‌ها یاد شده توضیح بفرمایید؟ این قوم چه کسانی...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *