سخنان امیر المومنین (علیهالسلام) با ابن ملجم مرادی (لعنتالله) پس از ضربه زدن به آن حضرت
بعد از آنکه ابن ملجم (ل) را اسیر کردند و به نزد امیر المومنین (علیهالسلام) آوردند حضرت بی حال در بستر افتاده بود، امام حسن (علیهالسلام) پدر را بوسید و و عرض کرد: ای پدر این دشمن خداست و دشمن توست خداوند ما را یاری کرد تا او را دستگیر کنیم، اما حضرت امیرالمومنین (ع) جواب او را نداد و امام مجتبی (ع) هم اکراه داشت که آن حضرت را از از آن حال بیدار کند.
ساعتی گذشت امیر المومنین (ع) چشمان خود را باز کرد در حالیکه می فرمود: ای ملائکه پروردگارم با من رفاقت کنید،
امام حسن (ع) عرض کرد: این دشمن خدا و تو، ابن ملجم است، خدا او را به دام ما انداخته الان در حضور شما قرار دارد.
آنگاه امیر المومنین (ع) چشمان خود را باز کرد و به او نگاهی انداخت و ابن ملجم (ل) در بند بود و شمشیرش هم در گردنش آویزان بود، پس امیر المومنین (ع) با ضعف و صدائی شکسته و با ترحم و مهربانی به او (ل)
فرمود: یا هذا لقد جئت عظیما وارتكبت أمرا عظیما وخطبا جسیما
آهای تو، عمل بزرگی بجا آوردی و گناه بسیار بزرگی مرتکب شدی و اشتباه سنگینی کردی
أبئس الامام، كنت لك حتى جازیتنی بهذا الجزاء؟
آیا بد امامی برای تو بودم که اینگونه به من پاداش دادی؟
ألم أكن شفیقا علیك وآثرتك على غیرك وأحسنت إلیك وزدت فی إعطائك ؟
آیا بر تو مهربان نبودم؟ و تو را بر غیر تو ترجیح ندادم؟ و به تو نیکی نکردم؟ و عطایای تو را زیاد نکردم؟
ألم یكن یقال لی فیك كذا وكذا، فخلیت لك السبیل ومنحتك عطائی وقد كنت أعلم أنك قاتلی لا محالة؟ ولكن رجوت بذلك الاستظهار من الله تعالى علیك
آیا به من نمی گفتی که چنین و چنان است (کنایه از اینکه می آمد و به حضرت عرض حاجت می کرد) و من برایت راه را باز میکردم (یعنی مشکلت را حل می کردم) و کمکهای من تو را در وسعت و راحتی قرار میداد؟ در حالیکه خوب میدانستم که تو حتما قاتل منی! ولی من امیدم از این کارها این بود که در مقابل تو خدا پشتیبان من باشد. (یعنی در حضور خدا حجتی برای کشتنم نداشته باشی)
یا لكع وعل أن ترجع عن غیك ، فغلبت علیك الشقاوة فقتلتنی یا شقی الأشقیاء؟
ای احمق چه باعث شد که از این جنایت دست بر نداشتی؟ و بدبختی بر تو غلبه کرد و مرا کشتی ای شقی ترین شقیها
اشک از چشمان ابن ملجم (ل) سرازیر شد و گفت: ای امیرالمومنین (ع) آیا تو می خواهی کسی را که در آتش هست نجات دهی؟
حضرت فرمود: راست گفتی (یعنی برای تو دلسوزی فایده ای ندارد)
آنگاه حضرت به امام حسن علیه السلام رو نموده و فرمود:
ارفق یا ولدی بأسیرك وارحمه ، وأحسن إلیه وأشفق علیه ، ألا ترى إلى عینیه قد طارتا فی أم رأسه ، وقلبه یرجف خوفا ورعبا وفزعا
پسرم با اسیرت مدارا کن و به او ترحم نما و با او خوش رفتار باش و برایش دلسوزی نما، آیا چشمانش را نمیبینی که چگونه در کاسه سرش می چرخد؟ و از روی ترس و وحشت و بیچارگی چگ.نه قلبش میتپد؟
امام حسن علیه السلام به پدر عرض کرد: این ملعون جنایتکار قصد قتل تو را نموده، و ما را مصیبت زده کرده است، ولی تو امر می کنی که ما با او مدارا کنیم؟
امیر المومنین علیه السلام جواب داد:
نعم یا بنی نحن أهل بیت لا نزداد على الذنب إلینا إلا كرما وعفوا ، والرحمة و الشفقة من شیمتنا لا من شیمته،
آری فرزندم ! ما اهل بیت در حق کسی که به ما ستم کند جز کریمی و گذشت و مهربانی و دلسوزی چیزی زیاد نمی کنیم بخاطر خلق کریمانه ما، نه اخلاق او
بحقی علیك فأطعمه یا بنی مما تأكله ، واسقه مما تشرب ، ولا تقید له قدما ، ولا تغل له یدا
بخاطر حقی که من بر تو دارم از همان غذائی که خودت می خوری به او بده و از همان نوشیدنی که خودت می نوشی به او بنوشان و پاهای او را در بند نکن و دستانش را در زنجیر قرار نده
فإن أنا مت فاقتص منه بأن تقتله وتضربه ضربة واحدة وتحرقه بالنار،
اگر من مردم او را قصاص کن یعنی او را بکش و فقط یک ضربه به او بزن بعد بدنش را در آتش بسوزان (زیرا قاتلین انبیا و اولاد انبیا طبق فرمان الهی نباید بدنشان دفن شود بلکه باید سوزانده شود)
ولا تمثل بالرجل فإنی سمعت جدك رسول الله صلى الله علیه وآله یقول : إیاكم والمثلة ولو بالكلب العقور ،
این مرد را قطعه قطعه نکنید که من از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: بپرهیزید از مثله کردن (یعنی قطعه قطعه کردن بدن کسی) اگرچه سگ مردهای باشد،
وإن أنا عشت فأنا أولى بالعفو عنه ، وأنا أعلم بما أفعل به ، فإن عفوت فنحن أهل بیت لا نزداد على المذنب إلینا إلا عفوا وكرما .
و اگر من زنده ماندم سزاوارترم از دیگران که از او درگذرم و خودم بهتر می دانم با او چکنم و اگر او را عفو کنی (عجیب نیست) زیرا ما اهل بیتی هستیم که برای ستم کنندگان به خود جز گذشت و بزرگواری چیزی زیاد نمیکنیم.
منابع:
۱- بحار الانوار ج ۴۲ ص ۲۸۷
۲- فقه العولمه ص ۱۸۸
۳- موسوعه کلمات امام حسن علیه السلام ص ۸۳
۴- منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة ج۵ ص ۱۵۶
۵- الانوار العلویة ص ۳۸۰(قسمتی از روایت)
۶- مستدرک الوسائل ج۱۸ ص ۲۵۶(قسمتی از روایت)
۷- جامع الاحادیث شیعه ج۲۶ ص ۲۳۰(قسمتی از روایت)
مسند امام علی ج۶ ص ۳۵۶(قسمتی از روایت)