ذوالقرنین و قوم یاجوج و ماجوج

سؤال:

ذوالقرنین کیست؟ و اینکه قوم یأجوج و مأجوج چه کسانی بودند؟ و باقی آثار آن دیواری عظیمی که از آهن کشیده شده، امروزه کجای دنیا است؟

جواب:

ذوالقرنین طبق روایات ما بندهٔ صالح خدا و حجت خدا در زمان خودش بود. خداوند با او تکلم می‌فرمود. در روایات آمده که او یک بار در زمین زندگی کرد تا اینکه کشته شد و دوباره خداوند او را برانگیخت و باری دیگر در زمین زندگی نمود. برای همین به او “ذوالقرنین” یعنی صاحب دو قرن می‌گفتند. در روایتی دیگر از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) آمده که او آثار دو ضربه بر سرش داشت که مردم زمانش زدند و برای همین صاحب دو شاخ نامیده شد. سپس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به سر مبارک خود اشاره فرمود و ادامه داد که من هم ذوالقرنین این امتم (یک ضربه به سر حضرت توسط عمر بن عبدود و ضربهٔ دوم توسط ابن ملجم لعین) که با روایت قبلی هم سازگار است.

اما اینکه اسم او چیست؟ در تاریخ، روایات و آیات به آن اشاره‌ای نشده است. اینکه بعضی گفتند او کوروش بوده، از نظر بنده اشتباه است. خداوند در قرآن مطالبی را دربارهٔ او نقل می‌کند که به قول علامه طباطبایی در تفسیر المیزان اشاره به صنعت‌هایی دارد که به صورت رمز آمده است.

اما در مورد دیواری که او بنا نمود، مطالب گوناگونی گفته‌اند. بعضی گفته‌اند که بقایای دیواری سد مانند از جنس آهن را یافته‌اند که به سد کوروش یا سد اسکندر معروف است و بعضی گفته‌اند که دیوار چین همان دیوار ذوالقرنین است و… . به نظر من دیوار چین قطعاً نیست.

البته داستان اسکندر بیشتر شبیه داستان ذوالقرنین است، چون در روایات آمده که ذوالقرنین در سراسر زمین حرکت می‌کرد و مردم را به خداپرستی فرا می‌خواند. حال باید بررسی شود که آیا مطالبی که در تاریخ دربارهٔ اسکندر آمده، مبنی بر اینکه او ظلم و کشتار بی‌رحمانه داشته، راست است یا خیر که جای تحقیق دارد.

خداوند در قرآن می‌فرماید ذوالقرنین میان دو کوه را با قطعات آهن پر کرد و روی آن مس گداخته ریخت. پس باید مخلوطی از مس و آهن در این سد به کار رفته باشد. وجود آهن در این سد ثابت شده، اما مس ظاهراً بعید است. البته من سال‌ها قبل در خبری خواندم که بقایای مس هم در آن یافته‌اند و با جستجویی در اینترنت مطالبی از این دست یافت می‌شود. به هر حال، چه این همان سد باشد یا نباشد، آنچه که بر اساس روایات و آیات مطرح است آن است که موجوداتی بودند شبیه انسان که در واقع کارهای حیوانات را انجام می‌دادند و درنده و اهل فسق و فجور و کارهای زشت در انظار عمومی بودند و ذوالقرنین با ساختن سدی آنها را پشت سد محبوس کرد.

حال سوالی که مطرح است این است که وقتی در نقطه‌ای دیواری سد مانند کشیده می‌شود، چرا یأجوج و مأجوج پشت آن زندانی می‌شوند؟ و چرا از راه دیگر زمین را دور نمی‌زنند و دوباره حمله نمی‌کنند؟ و به تعبیر قرآن این سد بین دو کوه کشیده شده نه تمام روی زمین. پس چرا باعث محبوس شدن یأجوج و مأجوج چند هزار سال شده است؟ در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) وارد شده که یأجوج و مأجوج تا قبل از ظهور امام زمان (عج) در پشت سد محبوسند و نزدیکی‌های ظهور دوباره برمی‌گردند و به مردم حمله می‌کنند.

سوال: از زمان ذوالقرنین بیش از دو هزار سال می‌گذرد. یعنی در این دو هزار سال آنها فرصت پیدا نکردند از سمت دیگری بیایند؟ در روایتی دیگر از امام صادق (علیه‌السلام) آمده که عدهٔ یأجوج و مأجوج چند برابر انسان‌های روی زمین بوده! و طبق قرآن و روایات، ذوالقرنین یأجوج و مأجوج را از بین نبرد بلکه آنها وجود دارند ولی محبوس بودند. و اگر آنها موجوداتی حیوان‌مانند روی زمین با تعداد بسیار زیاد باشند، پس چرا دیده نمی‌شوند؟ پس آنچه که از آیات و روایات فهمیده می‌شود آن است که مطلب دقیق‌تر و بالاتر از چیزی است که ما در ظاهر از قرآن و روایات برداشت می‌کنیم.

خلاصهٔ کلام اینکه یأجوج و مأجوج همان امواج هستند که الان دوباره قبل از ظهور امام زمان (عج) در دنیا پخش شده‌اند و به مردم حمله می‌کنند.

با دقتی گذرا روایات را بررسی می‌کنم:

در بعضی از روایات وارد شده که بعضی از انواع یأجوج و مأجوج دندان‌های درندگان را دارند و مردم را می‌درند. ما در دنیا امواجی داریم که به عنوان سلاح کشتار جمعی هم ساخته شده و مخرب و ویرانگر است. چند سال قبل اخباری پیرامون خطرناک بودن امواج نسل پنجم دکل‌های اینترنت پر سرعت پخش شد و مردم کشورهایی هم در این مورد اعتراض داشتند که چرا این دکل‌ها در شهر نصب می‌شود و مانند این بسیار است… . روایاتی از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دال بر آن است که یأجوج و مأجوج گوش‌های بزرگی دارند. اکنون امواجی موجود است که برای استراق سمع به کار می‌رود. و حضرت امیر (علیه‌السلام) می‌فرماید: بعضی از آنها با گوش‌های خود، خود را می‌پوشانند که اشاره به امواجی است که برای استتار و ضد ردیابی و مانند آن استفاده می‌شود. در روایتی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرماید: بعضی از آنها روی درخت می‌خوابیدند و بعضی روی زمین. اشاره به انواع امواجی دارد که بعضی حرکاتشان در سطح پایین و بعضی در سطح بالا است.

امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: آنها در انظار عمومی و در مقابل چشم مردم انواع کارهای زشت را انجام می‌دادند که اشاره به تصاویر و فیلم‌هایی است که اکنون هم توسط امواج پخش می‌شود. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

و ذوالقرنین برای مقابله با امواج (یأجوج و مأجوج) از صنعتی استفاده نموده که خداوند در قرآن طریقهٔ ساخت آن را به رمز اشاره می‌کند:

حال به این آیات توجهی می‌کنیم:

حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ بَيْنَ السَّدَّيْنِ وَجَدَ مِن دُونِهِمَا قَوْمًا لَّا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ قَوْلًا

تا وقتی به میان دو سد رسید، در برابر آن دو (سد)، طایفه‌ای را یافت که نمی‌توانستند هیچ زبانی را بفهمند.. (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۳)

قَالُوا يَا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِنَّ يَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَكَ خَرْجًا عَلَىٰ أَن تَجْعَلَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ سَدًّا

گفتند: (ای ذوالقرنین، یأجوج و مأجوج سخت در زمین فساد می‌کنند، آیا (ممکن است) مالی در اختیار تو قرار دهیم تا میان ما و آنان سدی قرار دهی؟) (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۴)

قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا

گفت: (آنچه پروردگارم به من در آن تمکّن داده، (از کمک مالی شما) بهتر است. مرا با نیرویی (انسانی) یاری کنید (تا) میان شما و آنها سدی استوار قرار دهم.) (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۵)

آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ حَتَّىٰ إِذَا سَاوَىٰ بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّىٰ إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِي أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْرًا

برای من قطعات آهن بیاورید، تا آنگاه که میان دو صدف برابر شد، گفت: (بدمید) تا وقتی که آن (قطعات) را آتش گردانید، گفت: (مس گداخته برایم بیاورید تا روی آن بریزم.) (سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۶)

فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا

(در نتیجه، یأجوج و مأجوج ) نتوانستند از آن (مانع) بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند..(سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۷)

قَالَ هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا

گفت: (این رحمتی از جانب پروردگار من است، و چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن (سد) را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است.) (سوره الکهف، آیه ۹۸)

وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا

و در آن روز آنان را رها می‌کنیم تا بعضی با برخی روی هم موج می‌زنند و (همین که) در صور دمیده شود، همه آنها را گرد خواهیم آورد. (سوره الکهف، آیه ۹۹)

و در آیه ۹۳ می‌فرماید: ذو القرنین به مردمی رسید که نمی‌توانستند حرفی را بفهمند، اما در آیه بعد می‌فرماید: آنها به ذو القرنین چنین گفتند… این سوال پیش می‌آید که اگر نمی‌توانستند حرفی را بفهمند، پس چگونه با ذو القرنین حرف می‌زدند؟؟

خلاصه اینکه از کلمه “لَا يَفْقَهُونَ” (به معنی تفقه و رسیدن به حقیقت مطلب) معلوم است که آنها توانایی جستجو و رسیدن به واقعیات مطالب را نداشتند نه اینکه حرف زدن نمی‌فهمیدند، چون به تصریح آیه‌ی بعد، آنها حرف می‌زدند و با همین یک جمله خداوند می‌خواهد بفهماند که آنها تحت حمله‌ی شدید رسانه‌ای قرار داشتند که همان کار یَأْجُوج وَمَأْجُوج (امواج) بود و اثر آن حمله‌ی رسانه‌ای این بود که فهم درست را از مردم گرفته بود.

در آیه ۹۶ می‌فرماید: دیوار را بالا برد تا بین دو صدف رسید، در حالی که مترجمان “دو صدف” را “دو کوه” معنی می‌کنند و حال آنکه اشتباه است.

امروزه با دقتی در تکنولوژی امواج درمی‌یابیم که فرستنده‌ها و گیرنده‌های امواج صدفی‌شکل هستند، و اینکه خداوند به دو صدف اشاره نمود به این دو قسم (گیرنده و فرستنده) مربوط است. پس ذو القرنین این دیوار را آنقدر مرتفع ساخت تا سطحی که ارتباط بین فرستنده و گیرنده را قطع می‌کرد و این دیوار اثرش چنان بود که ضد امواج بود.

پس آن روایاتی که می‌فرماید یَأْجُوج وَمَأْجُوج در آخر الزمان برمی‌گردند، واضح شد که الآن برگشته‌اند، اما بعضی منتظرند یَأْجُوج وَمَأْجُوج برگردند.

به اشاره‌ی قرآن که می‌فرماید: “فِي ذَٰلِكَ الْيَوْمِ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا”، دقت کنید که اشاره به امواج دارد.

حال جای این سوال است که در آن عصر که تکنولوژی وجود نداشت، امواج چگونه موجود بودند؟ اتفاقاً این غلط رایج امروز است که گمان می‌کنند در گذشته تکنولوژی وجود نداشته است.

خداوند در قرآن می‌فرماید:

أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِی الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ

آیا در زمین نگردیده‌اند تا ببینند فرجام کسانی که پیش از آنها (زیسته)اند چگونه بوده است؟ آنها از ایشان در نیرو و آثار شدیدتر بودند، با این همه، خدا آنان را به کیفر گناهانشان گرفتار کرد و در برابر خدا حمایتگری نداشتند. (سوره غافر، آیه ۲۱)

“قُوَّة” به معنی نیرو و توان است، اما “آثَار” به معنی ساخت و ساز است که خداوند می‌فرماید گذشتگان شما آثارشان از شما شدیدتر بود که “شدید” اشاره به مهمتر و پیشرفته‌تر دارد. البته داستان تکنولوژی در اعصار گذشته بحث مفصلی دارد و صد البته در تاریخ ثابت شده که در گذشته وجود داشته و آثاری هم یافت شده که هنوز دانشمندان نتوانسته‌اند آن را کشف کنند.

علامه حسن‌زاده آملی مطلبی می‌فرماید (گویا در کتاب هزار و یک کلمه باشد) که توضیحش این است که:

اینکه در تاریخ آمده که بزرگمهر وزیر و دانشمند انوشیروان، “جام جم” داشت و همه جای دنیا را می‌دید و مشهور شده که او گویی (توپ) جادویی داشت؛ فقط نوعی رادار بوده که تصاویر اطراف را برای او ارسال می‌کرده.

از این دست مطالب زیاد است و بس است.

طبق گواهی دانشمندان، در سرزمین “قفقاز” میان دریای خزر و دریای سیاه، سلسله کوه‌هایی است همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا می‌کند. تنها تنگه‌ای که در میان این کوه‌های دیوار مانند وجود دارد تنگه “داریال” معروف است و در همان جا تاکنون دیوار آهنین باستانی به چشم می‌خورد و به همین جهت، بسیاری معتقدند: سدّ ذو القرنین همین سد است.

ما روایاتی داریم در مورد مبارزه امام زمان (علیه‌السلام) بعد از ظهور با یَأْجُوج وَمَأْجُوج…

اخبار و داستان‌هایی تاریخی داریم که یَأْجُوج وَمَأْجُوج را به انسان‌هایی از قوم تاتار معنی کرده‌اند که برخی قائلند که بین سرزمینی که ذو القرنین به آن رسید و یَأْجُوج وَمَأْجُوج جنگ بوده و ذو القرنین با زدن سد مذکور مانع حمله‌ی یَأْجُوج وَمَأْجُوج به آنها شد. البته این مطلب با مطالبی که در روایات ما در مورد یَأْجُوج وَمَأْجُوج آمده سازگار نیست.

به هر حال اگر بخواهیم به همین ظاهر آیات با صرف‌نظر از مطالب روایی اکتفا کنیم و اشکالاتی را که وارد است ندیده بگیریم باید بگوییم:

قوم بدی بودند که به دیگر اقوام ظلم می‌کردند و ذو القرنین با زدن سدی از جنسی که آنها توانایی خراب کردنش را نداشتند، بین آنها و قومی که مورد ظلم بودند فاصله انداخت و اینکه خداوند می‌فرماید: “دوباره این سد خراب می‌شود و آنها برمی‌گردند”، یعنی قوم تاتار یا هر قومی بودند دوباره بار دیگر به مردم حمله می‌کنند. برای همین تفسیر ظاهری بود که عده‌ای حمله‌ی مغول‌ها به منطقه را حمله‌ی یَأْجُوج وَمَأْجُوج می‌دانستند. البته این تفسیر بدون در نظر گرفتن روایات در این باب است.

والسلام.

آخرین مطالب

دیگر مطالب

اصحاب رس چه کسانی بودند

پرسش:استاد، ممکن است لطفاً درباره‌ی اصحاب رس که در قرآن از آن‌ها یاد شده توضیح بفرمایید؟ این قوم چه کسانی...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *