در کتابی خواندهام:اما آنچه که امروزه بهعنوان حدیث کساء شایع شده است، پایه و اساسی ندارد. این متن در هیچیک از کتب معتبر فریقین وجود ندارد، حتی کتابهایی که هدف آنها جمعآوری احادیث منسوب به اهلبیت (علیهمالسّلام) بوده است، مانند بحارالأنوار نیز ذکری از این حدیث نکردهاند. گویا نخستین کتابی که این متن را بدون سند نقل کرده است، چنانکه محدّث قمی بدان اشاره کرده، المنتخب است.[۸۱]
این بدان معناست که از صدر اسلام تا حدود هزار سال بعد، از این متن هیچ اثری در کتب حدیثی دیده نمیشود.
سلسله سند این حدیث بهقدری اشکال دارد که اگر کسی کمترین اطلاعی از علم رجال و طبقات محدّثان داشته باشد، نادرست بودن آن را آشکارا تشخیص میدهد. بعلاوه، در سلسله سند این حدیث بسیاری از محدّثان بزرگ مانند کلینی، طوسی، مفید، طبرسی، ابنشهرآشوب و… وجود دارند که در کتب خود، حدیث کساء را بهگونهای دیگر نقل کردهاند که مخالف متن حدیث کسای شایعشده است. همچنین در این روایت، برخلاف قول مشهور، خانهی حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) محل رخداد این واقعهی عظیم معرفی شده است.
و اما خلاصهای از این روایت مجعول:
جابر بن عبدالله انصاری از حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) نقل میکند که:
«در خانه بودم که پدرم بر من وارد شد و سلام کرد؛ جوابش دادم. ایشان (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از ضعف و رنجوری خود نالیدند و از من خواستند تا کسایی بیاورم و او را بپوشانم؛ پس حضرت را به کسایی یمانی پوشاندم. اندکی بعد، پسرم حسن (علیهالسّلام) به خانه آمد و سلام کرد؛ سپس گفت:
“یا أُمّاه! إِنِّي أَشُمُّ عِندَكَ رَائِحَةً طَیِّبَةً كَأَنَّهَا رَائِحَةُ جَدِّي رَسُولِاللهِ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم).”
من نیز تأییدش کردم؛ پس حسن (علیهالسّلام) نزد ایشان رفت و از رسولخدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اذن ورود به کسا گرفت. حضرت نیز به او اجازه داد. اندکی بعد، حسین (علیهالسّلام) و سپس علی (علیهالسّلام) به خانه آمدند و از رسولخدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) اجازه گرفتند و وارد کسا شدند. پس از آنها، من نیز اجازه گرفتم و وارد در کسا شدم. پس حضرت دست راست خود را از زیر کسا بیرون آورده، رو به آسمان دراز کردند و فرمودند:
“اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَيْتِي وَ خَاصَّتِي وَ حَامَّتِي، لَحْمُهُمْ لَحْمِي وَ دَمُهُمْ دَمِي…”[۸۲]
سوال:
میشود دربارهی این موضوع توضیح بدهید؟ یعنی حدیث کسایی که در مفاتیحالجنان هست جعلی است؟
نوشته شده که این اتفاق در منزل همسر پیامبر (ص)، امسلمه، رخ داده است، ولی در آن چیزی که ما بهعنوان حدیث کساء میخوانیم، در متن حدیث نوشته شده که این واقعه در منزل حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) اتفاق افتاده است.
پاسخ:
در مورد حدیث کساء، دو نکته را باید در نظر گرفت:
۱. در زمانهایی که حکومت در دست مخالفان اهلبیت (علیهمالسّلام) بود—که این وضعیت حدود سیصد سال به طول انجامید—بهشدت با کسانی که روایتهایی در فضیلت اهلبیت (علیهمالسّلام) نقل میکردند، مقابله میکردند و مجازاتهای سنگینی اعمال مینمودند. به همین دلیل، راویان این احادیث، آنها را نمینوشتند و بیشتر در ذهن خود حفظ میکردند. ازاینرو، هنگامی که این روایات را نقل میکردند، احتیاط کرده و نام راوی را ذکر نمیکردند تا اگر خبر به گوش دشمنان رسید، جانشان در خطر نیفتد. فلذا بسیاری از این روایات، سند کاملی ندارد.
۲. هنگامی که روایتی سند کاملی ندارد، اما مضامین آن در روایات دیگری وارد شده که آن روایات دارای سند محکمی هستند، معلوم میشود که این روایت نیز از معصوم صادر شده است، هرچند سندش به ما نرسیده باشد.
با توجه به دو نکتهی بالا، حدیث کسایی که در مفاتیحالجنان آمده، از این قبیل است. زیرا اگرچه خود این حدیث سند کامل ندارد، اما مطالبی که در آن ذکر شده، در احادیث صحیح دیگری نیز وارد شده است. همین امر باعث شده که شیخ عباس قمی این حدیث را معتبر دانسته و در مفاتیحالجنان ذکر کند.
اما جدای از این مطالب، تأثیرات و برکاتی که علما و اهل ریاضتهای شرعی از مداومت بر خواندن این حدیث مشاهده کردهاند، نیز قابل توجه است. به همین دلیل، آیتالله بهجت (رحمهالله) میفرمود:
“مضامین حدیث کساء، دلیل موثق بودن آن است.”
همچنین، آیتالله بهاءالدینی (رحمهالله) به کسانی که مشکلی داشتند، سفارش به خواندن این حدیث میکردند و آثار شگفتانگیزی از آن مشاهده میشد.
نکتهی پایانی که متذکر میشوم این است که با تحقیقاتی که این حقیر انجام دادهام، به این نتیجه رسیدهام که واقعهی جمع شدن اهلبیت (علیهمالسّلام) در زیر عبای رسولخدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) چند مرتبه تکرار شده است. یک مرتبه در روز مباهله رخ داده و یک مرتبه نیز در خانهی حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) اتفاق افتاده است که همان موردی است که در مفاتیحالجنان نقل شده است.