سهل بن سعد میگوید: «دیدم که سرهای شهدا بر نیزه بود و جلوی همه سرها، سر مبارک عباس بن علی (علیهماالسلام) بود. به آن سر مبارک نگاه کردم، گویا میخندید. سر اباعبدالله (علیهالسلام) نیز آخر همه سرها و جلوی زنان حرکت داده میشد.»
وَلِلرَّأْسِ الشَّرِيفِ مَهابَةٌ عَظِيمَةٌ وَيَشْرُقُ مِنْهُ النُّورُ بِلِحْيَةٍ مُدَوَّرَةٍ قَدْ خَالَطَهَا الشَّيْبُ وَقَدْ خَضَّبَتْ بِالْوَسْمَةِ، أَدْعَجُ الْعَيْنَيْنِ، أَزَجُّ الْحَاجِبَيْنِ، وَاضِحُ الْجَبِينِ، أَقْنَى الْأَنْفِ، مُتَبَسِّمًا إِلَى السَّمَاءِ، شَاخِصًا بِبَصَرِهِ إِلَى نَحْوِ الْأُفُقِ، وَالرِّيحُ تَلْعَبُ بِلِحْيَتِهِ.
یعنی: سر مبارک امام (علیهالسلام) هیبتی عظیم داشت و از محاسن شریفش، که به صورت مدور بود، نوری درخشان نمایان بود. در محاسن شریفش، رنگ سیاه و سفید در هم آمیخته بود، چراکه حضرت محاسن شریف خود را رنگ کرده بودند. چشمان مبارک حضرت مشکی بود و سفیدی چشمش بسیار زیبا و روشن. ابروهای مبارکش کمانی و زیبا، پیشانیاش روشن، بینیاش کشیده و رو به آسمان تبسم مینمود و به سمت افق چشم دوخته بود. باد نیز با محاسن شریفش بازی میکرد.
منابع:
- وفیات الأئمه، ص ۱۶۶
- الإمام حسین فی أحادیث الفریقین، ج ۲، ص ۲۶۱