رباب، همسر ابا عبدالله (علیهالسلام) بود. آن بانوی بزرگوار بعد از شهادت امام حسین (علیهالسلام) یک سال زنده بود و در کنار قبر امام حسین (علیهالسلام) باقی مانده و میگریست. بعد از آن به مدینه برگشت و در این مدت یک سال هرگز زیر سایه سقفی نرفت تا اینکه از غصه و رنج بیمار شد و از دنیا رفت.
هر روز از اول روز تا آخر آن زیر نور مستقیم آفتاب مینشست و دخترش سکینه در مقابل او مینشست و گریه مینمود و خود را میزد.
زینب کبری (سلاماللهعلیها) دلش به حال او میسوخت که میدید او سوزناکترین گریهها را برای حسین (علیهالسلام) مینماید. به او میگفت:
أخية يا رَبَاب قُومي إلى الظل.
یعنی: «خواهرم رباب، برخیز بیا در سایه.»
رباب جواب میداد:
يا سَيِّدَتي لا تَلُوميني فَإِنِّي تَرَكْتُ سَيِّدِي وَ مَوْلاَيَ عارياً بِالْعَرَاءِ، مَطْروحاً عَلَى الرَّمْضاءِ بِحَرارَةِ الشَّمْسِ.
یعنی: «بانوی من، مرا سرزنش نکن که من آقا و مولای خود را رها کردم در حالی که برهنه در میدان بر روی خاک افتاده بود، زیر نور آفتاب.»
و در گریههای خود میگفت:
واحَبيبَ المصطفى، وا ذَبِيحًا مِن قَفَا، وا قَتيلاً بِالظَّمَاءِ.
یعنی: «وای بر عزیز مصطفی، وای بر کسی که از پشت ذبحش کردند، وای بر کسی که تشنه کشته شد.»
و میفرمود:
إنَّ الَّذِي كانَ نُوراً يُستَضَاءُ بِهِ * بِكُرْبَلاءَ قَتيلاً غَيْرَ مَدفُونٍ.
یعنی: «آن کسی که نور بود و از نورش روشنی میگرفتند، در کربلا کشته شد و دفن نگردید.»
و همیشه ناله میکرد و میگفت:
وا سَيِّداه! وا حُسَيْنَاه!
بهطوریکه دلها برایش میسوخت و سخرههای سخت از نالهاش خورد میگردید.
امام صادق (علیهالسلام) فرمود: رباب یک سال تمام بر سر قبر حضرت سید الشهدا (علیهالسلام) اقامت کرد و زنان قبیله او با کنیزان و خدمتکاران با او چنان گریستهاند که آب چشم آنها خشکید و از آفتاب به سایه نمیرفت. روزی نگاه کرد، دید یکی از کنیزان هنگام گریه کردن، اشک از چشم او به صوتش جاری میشود. رباب گفت: «تو مگر چه کاری کردی که اشک از چشم تو بیرون میآید؟» گفت: «چون کار بر من سخت افتاد، ناچار شربتی سویق تهیه کردم و آن را تناول نمودم. این است که از اثر آن، اشک از چشم من بیرون میآید.»
پس علیا مخدره رباب فرمان داد تا از همان شربت درست کردند و از آن تناول نموده و فرمود:
نُرِيدُ بِذلِكَ أَنْ نَتَقَوَّى عَلَى البُكَاءِ عَلَى الحُسَيْن (علیهالسلام).
یعنی: «میخواهیم به این وسیله قوتی بهدست بیاوریم برای گریه بر سید الشهداء (علیهالسلام).»
و نیز در کافی روایت کردهاند که برای رباب (سلاماللهعلیها) نوعی مرغابی صحرایی بریان شده آوردند تا بهخاطر گریه بر سید الشهدا (علیهالسلام) تقویت شود و بتواند به گریه خود ادامه دهد. آن بانوی بزرگوار قبول نفرمود و آن را رد کرده و فرمود:
لَسْنَا في عُرْسٍ فَمَا نَصْنَعُ بِهِنَّ.
یعنی: «ما در عروسی نیستیم، میخواهیم آن را چه کنیم؟»
منابع:
- ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۳۳۴
- مجالس العاشوریه، ص ۲۵۵
- موسوعه شهادت معصومین، ج ۲، ص ۴۳۹