آیا قرآنِ موجود تحریف شده است؟

سوال:

از کجا معلوم، قرآنی که الآن موجود است تحریف نشده باشد؟

جواب:

در اینکه این قرآنی که به دست ما رسیده است همان قرآن اصلی است، چند دلیل وجود دارد:

دلیل اول: تواتر است که عقل مجبور است آن را قبول کند. تواتر یعنی افرادی که در زمان‌ها و مکان‌های مختلف بوده‌اند و حتی یکدیگر را نیز ندیده‌اند، ولی یک خبر را به یک شکل بیان کرده‌اند. در چنین شرایطی عقل می‌گوید امکان دروغ وجود ندارد. قرآن در صدر اسلام جمع‌آوری شد و همه کسانی که در زمان پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) حضور داشتند، آن را تایید کردند که این قرآن همان آیات و سوره‌هایی است که بر پیامبر اکرم (صلى‌الله‌عليه‌وآله) نازل شد. و در طول تاریخ همان قرآنی که جمع‌آوری شد به همان شکل باقی مانده است و مسلمانان در حفظ کردن و نوشتن آن همت بسیار داشته‌اند. اگر کسی در نوشتار سهواً یا عمداً کم و زیاد می‌کرد، به دلیل شیوع کتاب و حافظان آن، بلافاصله اصلاح می‌شد.
کتاب‌های قدیمی قرآن نیز از آن زمان باقی مانده است که بعضاً به دست اهل بیت (عليهم‌السلام) یا اصحاب پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) نوشته شده است. وقتی این کتاب‌ها را با قرآن‌هایی که در دست ماست تطبیق می‌کنیم، می‌بینیم بدون کم و کاست همان قرآن است. در طول تاریخ، صحت قرآنی که در دست مسلمانان است، چه سنی و چه شیعه، تایید شده است. بنابراین احتمال تغییر عقلاً ممکن نیست.

دلیل دوم: انسجامی است که به طور معجزه‌آسا بین آیات قرآن برقرار است. اگر تغییری در آن به وجود می‌آمد، انسجام آیات به هم می‌خورد. برخی از این مطالب گاهی اوقات در محیط مجازی هم پخش می‌شود.

دلیل سوم: تنها قرآن از زمان پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) برای ما باقی نمانده است، بلکه کلمات و رفتار پیامبر و اهل بیت (عليهم‌السلام) که همان سنت نامیده می‌شود، هم در کنار قرآن باقی است. وقتی در روایات اهل بیت (عليهم‌السلام) جستجو می‌کنیم، می‌بینیم اهل بیت همین آیات را تایید می‌کردند، همین قرآن را قرائت می‌نمودند و به همین آیات استناد می‌کردند. پس سنت اهل بیت (عليهم‌السلام) هم مؤید این قرآن است.

دلیل چهارم: معجزاتی که دلالت می‌کند که قرآن موجود همان قرآن اصلی است. مثلاً محمد ملاکاظم ساروقی به اعجاز امام زمان (عليه‌السلام) حافظ قرآن شد و وقتی آنچه را حفظ کرده بود با همین قرآن که در دست ماست تطبیق کردند، دیدند منطبق است. کتاب‌هایی درباره ایشان نوشته شده است و در اینترنت نیز موجود است.

فقط یک سوال باقی می‌ماند و آن اینکه؛ چرا بعضی از روایات مخالف این مطلب هستند؟ مثلاً وقتی امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) قرآن را جمع‌آوری کرد و آن را به مسجد آورد، ابوبکر و اصحابش گفتند ما به قرآن تو احتیاجی نداریم و حضرت آن را برگرداندند. یا مثلاً روایت داریم که وقتی امام زمان (عليه‌السلام) ظهور فرمود، خیمه‌هایی زده می‌شود و آن قرآنی اصلی که در دست حضرت بوده به مردم آموزش داده می‌شود و مانند این‌گونه روایات.

برای این مطلب دو جواب وجود دارد: اول اینکه روایاتی که دلالت بر این مطالب دارند کم هستند و تقریباً قریب به اتفاق این روایات، اسناد معتبر ندارند. دوم اینکه، بر فرض صحت این روایات، کتاب سلیم بن قیس به مطلبی اشاره می‌کند که حل این معماست. در این کتاب آمده است که وقتی قرآنی را که امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) جمع‌آوری کرده بود و به مسجد آورد، آنها قرآن را خواندند و دیدند که در آن مطالبی وجود دارد که همه منافقین و بزرگان اهل ظلم را رسوا می‌کند و اگر این قرآن در دست مردم پخش شود، به نفع بسیاری از افراد نخواهد بود. از این روایت معلوم می‌شود که آنچه امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) جمع‌آوری کرد، قرآنِ همراه با تأویلات و مصادیق و شأن نزول آن بوده است. مثلاً در روایتی آمده که مردم در زمان پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) آیه ابلاغ را این‌چنین می‌خواندند: «یَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ (فِی عَلِیٍّ) وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ …» یعنی ای پیامبر آنچه به تو درباره علی نازل کردیم به مردم ابلاغ کن. یعنی مردم شأن نزول آیه را همراه آیه می‌خواندند تا معلوم شود که این آیه در مورد چه کسی نازل شده است. مثلاً می‌خواندند: «شَجَرَةٌ خَبِیثَةٌ بَنِی‌أُمَیَّه» و مانند این‌ها.

اما آنها که امیرالمؤمنین (عليه‌السلام) را کنار زدند، دیدند که اگر قرآن این‌گونه خوانده شود، جایی برای آنها باقی نمی‌ماند، زیرا بسیاری از آیات قرآن در فضل علی (عليه‌السلام) است و بسیاری از آن در مذمت کسانی است که برای خود آبرویی درست کرده بودند. پس خودشان قرآن را جمع‌آوری کردند بدون تمام توضیحات و گفتند: «حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّہ» یعنی کتاب خدا به تنهایی برای ما کافی است. حتی اجازه ندادند کسی در این مطالب از پیامبر (صلى‌الله‌عليه‌وآله) روایت نقل کند. پس در نتیجه این قرآنی که در دست مردم است، همان قرآن اصیل است و قرآنی که در دست امام زمان (عليه‌السلام) است، همین قرآن است بعلاوه تمام توضیحات و شأن نزول‌ها و تأویلات.

آخرین مطالب

دیگر مطالب

ذوالقرنین

ذوالقرنین بخش دوم

اما در طول تاریخ، نویسندگان زیادی تلاش کرده‌اند که ذو‌القرنین را به شخصیت‌هایی که مورد نظرشان بوده نسبت دهند؛ برخی...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *