سوال :
معنای «إنا لله و إنا إلیه راجعون» از منظر عرفانی چیست؟
آیا ما همین الآن با خدا نیستیم؟ معنای رجعت در این آیه چیست؟ آیا رجعت تنها به بعد از مرگ اشاره دارد یا در این دنیا نیز رجعت وجود دارد؟
پاسخ:
در معنای ظاهری آیه که میفرماید: «إنا لله»، یعنی ما از خدا هستیم، به این معنا که خالق ما اوست. و «إنا إلیه راجعون»، یعنی همه ما با مرگ به سوی او بازمیگردیم.
اما در دیدگاه عرفانی، همه اشیاء در ذات خود فقیرند؛ یعنی نهتنها مالک نعمتها، حیات، مرگ و دیگر امور نیستند، بلکه حتی مالک هستی خود نیز نمیباشند. در واقع، ما نبودیم و بود شدیم. وقتی به وجود آمدیم، این هستی از ابتدا از آنِ ما نبود؛ چراکه ما خود احساس میکنیم که نبودیم و سپس به وجود آمدیم. بنابراین، دیگری به ما هستی بخشید و ما وجود یافتیم؛ نه اینکه خودمان هستی را به خود بخشیده باشیم.
حال این پرسش مطرح میشود که آنکه به ما هستی بخشید، این هستی را از کجا به ما داده است؟ اگر به اشیاء عالم بنگریم، درمییابیم که هرآنچه از کمالات در عالم وجود دارد، از خود مخلوقات نیست؛ بلکه از جای دیگری به آنها عطا شده است. مثلاً علمی که در عالم وجود دارد، نشاندهنده آن است که خالق، خود دارای علم است و از علم خویش به مخلوقات عطا کرده است. به همین ترتیب، او دارای قدرت است و از قدرت خویش به مخلوقات بخشیده است؛ همچنین بصیرت، سمع، محبت و دیگر کمالات.
تمام این کمالات، بخشی از هستیاند؛ یعنی علم هست، قدرت هست، بصیرت هست و… پس او انواع گوناگونی از هستی را میبخشد و حتی در اصل وجود نیز اوست که هستی را عطا میکند. بنابراین، درمییابیم که او خود واجد هستی است و از هستی خویش به موجودات بخشیده است تا آنها به وجود آیند.
پس آنچه بهعنوان علم در عالم وجود دارد، از او سرچشمه گرفته است و علمی که به ما رسیده، ذرهای از علم اوست. قدرتی که در عالم وجود دارد نیز از او سرچشمه گرفته و قدرتی که ما داریم، ذرهای از قدرت اوست. به این ترتیب، ما در اصل هستی از او سرچشمه گرفتهایم و هستیای که داریم، ذرهای از هستی اوست. از اینجا روشن میشود که چرا در این آیه شریفه فرمود: «إنا لله»؛ یعنی ما متعلق به خداییم، زیرا هیچ نداریم، حتی اصل هستی ما از اوست. بنابراین، هستی ما متعلق به اوست و ما در واقع مِلک اوییم.
معنی این آیه شریفه نیز چنین آشکار میشود:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»؛
ای مردم، شما به خدا نیازمندید و خداوند است که بینیاز و ستوده است. (سوره فاطر، آیه ۱۵)
بنابراین، ما نهتنها از اوییم، بلکه مِلک او نیز هستیم.
اما تمام داستان هدف خلقت و سرّ شریعت و ارسال پیامبران در «إلیه راجعون» نهفته است؛ زیرا وقتی در ابتدای خلقت به وجود آمدیم، موجودی بودیم دارای سمع، بصر و درک قلبی. خالق این ابزارها را به ما عطا فرمود تا با آنها ابعاد مختلف هستی را کسب کنیم:
«وَاللَّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛
و خداوند شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمیدانستید، و برای شما گوش و چشمها و دلها قرار داد، باشد که سپاسگزار باشید. (سوره نحل، آیه ۷۸)
هرچه بیشتر از انواع هستی را در خود ایجاد کنیم، در هستی نیرومندتر میشویم. مثلاً کسی که علم کسب میکند، چون علم بخشی از هستی است، هستی او بیشتر میشود. یا کسی که قدرت کسب میکند، هستی او نیز افزایش مییابد.
نکته مهم این است که آنچه انسان کسب میکند و در وجود خود ایجاد مینماید، به دو دسته تقسیم میشود:
۱. کمالات رحمانی
۲. کمالات غضبی
زیرا خداوند همانگونه که دارای جمال است، جلال نیز دارد و تمام کمالات خداوند تحت این دو اسم قرار میگیرند. به عبارت دیگر، تمام کمالات یا انسان را به سوی رحمت خداوند میبرند یا به سوی غضب او.
حال کمالاتی که انسان را به سوی رحمت یا غضب پیش میبرند، چگونه قابل شناختاند؟ چه کارهایی کمالات جمالی را در انسان ایجاد میکند و چه کارهایی کمالات جلالی را؟
تمام ارسال پیامبران برای همین است. خداوند انبیاء و اوصیاء را فرستاد تا به ما بیاموزند که به دنبال چه کمالاتی باشیم و چه اعمالی ما را به این کمالات میرساند. تمام شریعت، نصایح انبیاء، مرسلین، اوصیاء، اولیاء و علما برای این است که انسان به کمالات جمالیه دست یابد و مظهر تمام نعمتها شود.
در مقابل، کسی که از انبیاء و مرسلین پیروی نکند، مظهر کمالات غضبی میشود؛ یعنی در کمالاتی رشد میکند که خبری از رحمت در آنها نیست و هرچه هست، قهاریت و غضب است.
هر دو گروه نیز به سوی خدا پیش میروند؛ اما مومن به سمت رحمت او و غیرمومن به سمت غضب او.
بنابراین، «إنا لله و إنا إلیه راجعون» به این معناست که ما از خدا هستیم و به سوی او بازمیگردیم.