﴿فَمَا اسْطَاعُوا أَن يَظْهَرُوهُ وَمَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا﴾
(در نتیجه، یأجوج و مأجوج نتوانستند از آن سد بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ کنند.)
(سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۷)
﴿قَالَ هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا﴾
(گفت: این رحمتی است از جانب پروردگار من، و چون وعدهٔ پروردگارم فرا رسد، آن را درهم میکوبد و وعدهٔ پروردگارم حق است.)
(سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۸)
﴿وَتَرَكْنَا بَعْضَهُمْ يَوْمَئِذٍ يَمُوجُ فِي بَعْضٍ وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْنَاهُمْ جَمْعًا﴾
(و یأجوج و مأجوج را رها کردیم تا در آن روز در یکدیگر موج زنند و در صور دمیده میشود و ما همه را گرد میآوریم.)
(سورهٔ کهف، آیهٔ ۹۹)
با توجه به این آیات پایانی، معلوم میشود که با کاری که ذوالقرنین انجام داد، اینگونه نیست که پس از ساخت سد، امواج یأجوج و مأجوج دیگر وجود نداشته باشد؛ بلکه وجود دارد، اما ترک شده و رهاست و دیگر آسیبی وارد نمیکند. و تا روز قیامت نیز این امواج همچنان باقی خواهند بود.
اما سؤالی که در این آیات مطرح میشود، این است که مترجمان چنین ترجمه کردهاند که ذوالقرنین به قومی رسید که آنان هیچ سخنی را نمیفهمیدند؛ اما در ادامه میفرماید: آنان به ذوالقرنین چنین گفتند، و او چنین پاسخ داد.
چگونه ممکن است اگر آنان سخن و کلام را نمیفهمیدند، بتوانند با ذوالقرنین گفتگو کنند؟ و او چگونه توانست به آنان پاسخ دهد؟
پس معلوم میشود که چنین ترجمهای درست نیست.
با دقت در جملات آیه، درمییابیم که خداوند میفرماید: آنان قومی بودند که در هیچ «قولی» تفقّه نمیکردند؛ یعنی تحقیق و تفحّص عالمانه نداشتند. یعنی مردمانی بودند که هر چه میشنیدند، بیچونوچرا میپذیرفتند.
و خداوند با این کلام میفهماند که در صورتی یأجوج و مأجوج میتوانند خطرناک باشند و در زمین فساد کنند، که مردم بدون فکر و تحقیق، هر چیزی را بپذیرند.
به همین دلیل، در آیهٔ فوق آمده است: یأجوج و مأجوج در زمین فساد میکنند؛ و فساد، تنها به معنای کشتار نیست، بلکه تخریب دین، فکر، عقلانیت، فرهنگ و… نیز از مصادیق فساد است.
و هنگامیکه جامعهای تحت تأثیر هر سخنی، چه درست و چه غلط، قرار گیرد، آن جامعه فاسد خواهد شد.
شاید خوانندگان به این اندیشه فرو رفته باشند که آیا در آن زمان تکنولوژی وجود داشته است؟ آیا رسانهٔ صوتی و تصویری در آن زمان بوده است؟
پاسخ دقیقاً مثبت است.
ذوالقرنین در فضا سیر میکرده و کهکشانها را پیموده بوده است؛ پس در زمینهٔ فضانوردی، از تکنولوژی امروز نیز جلوتر بوده است.
در اعماق اقیانوسها سفر کرده بوده است.
و اینکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودهاند: «شب برای او مانند روز بود»؛ یعنی او از تکنولوژی نور برخوردار بوده است، که امروزه نیز وجود دارد.
و…
پس در آن زمان، تکنولوژی امواج، تصاویر و صدا وجود داشته است؛ اما شکل، روش و شیوهٔ ساخت آن در تاریخ و روایات ذکر نشده است.
بر خلاف تصور عموم مردم، و برخلاف دروغی که امروز در جهان رایج است (که میگویند تنها عصر ما، عصر تکنولوژی است)، در اعصار گذشته نیز بشر دستاوردهای تکنولوژیک بسیاری داشته است که بهسبب گناهان و جنگها از میان رفتهاند، و در این زمینه، مطالب بسیاری در تاریخ موجود است.
و چون خداوند متعال میداند که در آینده نیز مردم گرفتار یأجوج و مأجوج خواهند شد، در قرآن کریم داستان سدسازی ذوالقرنین را بیان میکند تا دانشمندان آینده با استفاده از همین آیات و رمزهایی که در آنها نهفته است، راه مقابله با امواج را بیابند.
در این آیات میفرماید: ذوالقرنین با استفاده از آهن و مس، دیواری ساخت که یأجوج و مأجوج نمیتوانستند از آن بالا روند و نمیتوانستند با ایجاد سوراخی، از آن عبور کنند.
خداوند میفرماید: دیوار را تا جایی بالا برد که با دو «صَدَف» برابر شد.
این دو صدف چیست؟
آیا اشاره به فرستندههای صدفگونه که امواج را منتقل میکنند نیست؟
و اینکه روایت شده است که یأجوج و مأجوج در آخرالزمان دوباره از سد عبور میکنند، یعنی دوباره امواج به اشکال مختلف در زمین گسترش مییابند.
و این کلام خداوند که میفرماید:
﴿حَتّىٰ إِذا فُتِحَتْ يَأْجُوجُ وَمَأْجُوجُ وَهُم مِن كُلِّ حَدَبٍ يَنسِلُونَ * وَاقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ﴾
(تا آن زمان که یأجوج و مأجوج گشوده شوند، و آنان از هر فراز و بلندی با شتاب سرازیر شوند، و وعدهٔ حق نزدیک گردد.)
یعنی یأجوج و مأجوج پشت سد محصور میمانند تا زمانی که گشوده شوند، و از هر قوسی سرازیر شوند.
چند نکته در این آیه مورد بحث است:
نخست آنکه از واژهٔ «فُتِحَت» استفاده شده است، که به معنای گشایش و افتتاح است؛ یعنی دوباره به این امکان دست مییابند.
دوم، اشاره به «وعدهٔ حق» دارد؛ یعنی این رخداد در زمانی اتفاق میافتد که به وعدهٔ حقّ خداوند نزدیک شدهایم، که همان ظهور امام عصر (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) است.
سوم، در واژگان «حَدَبٍ» و «یَنسِلُونَ» اشاره به حرکت موجگونه است: «حَدَب» یعنی حرکت قوسی رو به بالا، و «یَنسِلُونَ» به معنای حرکت نزولی و شتابدار است.
و این نکته، به حرکت موجگونهٔ امواج اشاره دارد.