ذوالقرنین بخش هشتم و پایانی

ذوالقرنین

به این روایت از امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) دقت کنید:

پس خداوند او (ذوالقرنین) را به سوی قومش فرستاد، اما مردم بر شاخ راست او کوبیدند؛ پس ذوالقرنین تا مدتی طولانی، آن‌گونه که خداوند خواست، از میان مردم ناپدید شد. سپس بار دیگر او را فرستاد و این بار مردم بر شاخ چپ او ضربه زدند و او باز تا مدتی که خدا خواست از میان آنان غایب شد. سپس بار سوم خداوند او را مبعوث کرد و در زمین به او قدرت داد. نمونه او در میان شما هست، و مقصود حضرت، خودش بود.

این‌که حضرت می‌فرماید: «نمونه او در میان شما هست»، یعنی ذوالقرنین اگرچه یک شخصیت تاریخی است، اما به‌عنوان یک نماد در قرآن از او یاد شده و نمونه‌های متعددی ممکن است در طول تاریخ داشته باشد که یکی از این نمونه‌ها، علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) است.

حال بررسی می‌کنیم که چگونه آن حضرت یکی از مصادیق و نمونه‌های ذوالقرنین است:

حضرت امام علی (علیه‌السلام) می‌فرماید:
«وَ إِنَّ لِيَ الْكَرَّةَ بَعْدَ الْكَرَّةِ، وَ الرَّجْعَةَ بَعْدَ الرَّجْعَةِ، وَ أَنَا صَاحِبُ الرَّجَعَاتِ وَ الْكَرَّاتِ»
«برای من بازگشت پس از بازگشت و تکرار پس از تکرار است، و من صاحب رجعت‌ها و بازگشت‌های متعدد هستم.»

امام صادق (علیه‌السلام) فرمودند: امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) یک‌بار همراه فرزندش امام حسین (علیه‌السلام) رجعت می‌کند و بار دیگر همراه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) رجعت می‌نماید و در زمین حکومت می‌کند و...

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود:
«من دابّةُ‌الارض هستم.»

دابّة‌الارض یعنی کسی که در آخرالزمان می‌آید و مؤمن را از منافق جدا می‌کند و منافقان را در عالم ریشه‌کن می‌سازد.

آن حضرت کسی بود که دو بار بر فرق مبارکش ضربه زدند: یک‌بار در جنگ با عمرو بن عبدود، و بار دیگر توسط ابن‌ملجم ملعون.
و اگر «قرن» را به معنای دوره حکومت بگیریم ـ که توضیح آن قبلاً گذشت ـ یعنی در یک دوره، حضرت قدرت حکومت داشت و آن را از او گرفتند و مدتی حکومت نکرد، و بار دیگر حکومت را به دست گرفت و این بار نیز حکومت از او گرفته شد، و او تا زمانی که خداوند بخواهد از میان مردم می‌رود و دوباره به دنیا بازمی‌گردد و حکومت می‌کند.

پس یکی از نمونه‌های ذوالقرنین، وجود مقدس امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) است.

سؤال:
آیا ذوالقرنین نمونه‌های دیگری هم دارد؟

جواب:
بله.

وجود مقدس امام زمان (علیه‌السلام) که خداوند او را وارد این دنیا نمود تا بر عالم حکومت کند و شرک و بت‌پرستی را ریشه‌کن نماید؛ اما مردم به حکومت او ضربه زدند و مانع تحقق حکومتش شدند، و خداوند او را از مردم پنهان نمود. در دوره‌ای دیگر، دوباره برانگیخته خواهد شد و کفر و ظلم را ریشه‌کن خواهد کرد.

در روایتی، امام صادق (علیه‌السلام) امام زمان (علیه‌السلام) را به ذوالقرنین مثال می‌زند و می‌فرماید: ابر رام در خدمت ذوالقرنین بود و ابر پُر صاعقه در خدمت امام زمان (علیه‌السلام) قرار خواهد گرفت؛ که با توضیحی که قبلاً درباره ذوالقرنین داده شد، روشن است که این روایات اشاره به صنایع و ابزارهای روز دارد که هر یک از این حجت‌های الهی در اختیار خواهند داشت.

و نمونه دیگر ذوالقرنین، وجود مقدس سیدالشهدا (علیه‌السلام) است.
آن حضرت در شب عاشورا به اصحابش فرمود:
من فردا به دست این مردم کشته می‌شوم، اما در آخرالزمان رجعت می‌کنم و حکومت خواهم کرد و هیچ حیوان حرام‌گوشتی را باقی نخواهم گذاشت.

و از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده است که امام حسین (علیه‌السلام) هنگامی که به دنیا بازمی‌گردد، آن‌قدر حکومت می‌کند که از شدت پیری، ابروان آن حضرت بر چشمان مبارکش قرار می‌گیرد.

و در روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آمده است که همه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) یک‌به‌یک به دنیا بازمی‌گردند و حکومت می‌کنند و به عبارتی، تمام اهل‌بیت (علیهم‌السلام) از یک دیدگاه، ذوالقرنین محسوب می‌شوند.

و اما از گذشتگان پیش از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) که در آینده رجعت می‌کنند، می‌توان تمام انبیای الهی را نام برد.

به آیه ۸۱ سوره آل‌عمران توجه کنید:
و آن‌گاه که خدا از پیامبران پیمان گرفت که چون به شما کتاب و حکمت بخشیدم، سپس رسولی از جانب خدا نزد شما آمد که گواهی‌دهنده بر درستی کتاب و شریعت شما بود، به او ایمان بیاورید و او را یاری کنید. خدا فرمود: آیا اقرار کردید و پیمان مرا بر این امر پذیرفتید؟ همگی گفتند: اقرار کردیم. خدا فرمود: پس گواه باشید و من نیز با شما از گواهانم.

در تفسیر برهان، جلد ۱، صفحه ۹۱، روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) در مورد این آیه نقل شده است:
«وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّينَ» تا پایان آیه را تلاوت فرمود و سپس گفت: باید به رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) ایمان بیاورید و به یاری علی (علیه‌السلام) بشتابید. سپس فرمود: بلی، به خدا قسم، از آدم گرفته تا همه پیامبران، خداوند هیچ پیامبر یا رسولی را نفرستاد مگر این‌که همه آنان را به دنیا بازمی‌گرداند تا در حضور علی (علیه‌السلام) بجنگند.

و روشن است که مقصود از جنگ در این‌جا، جنگ با شمشیر نیست.

زیرا با ظهور امام زمان (علیه‌السلام) ـ که پیش از رجعت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) اتفاق می‌افتد ـ تمام حکومت زمین یکپارچه می‌شود و با جنگ‌هایی که امام زمان (علیه‌السلام) با دشمنان و کفار انجام می‌دهد و آنان را درهم می‌شکند، سبب می‌شود دشمنان آن‌چنان تضعیف شوند که دیگر قدرت و توانایی لشکرکشی و جنگ نداشته باشند.

پس این جهاد، جهاد فرهنگی است؛ جهادی برای ریشه‌کن کردن تفکر باطل و پاک‌سازی قلوب مردم از شرک و گرایش به گناه، که در این امر، تمام انبیا رجعت کرده و در امر حکومت به یاری امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) می‌آیند.

حال به این روایت دقت کنید:

در کنز العمال، جلد ۱۴، صفحه ۳۰۱، آمده است:
«إِنَّ بَيْنَ يَدَيِ السَّاعَةِ ثَلَاثِينَ دَجَّالًا كَذَّابًا»

یعنی تا پیش از روز قیامت، سی دجال ـ که همگی دروغ‌گو هستند ـ ظاهر می‌شوند.

پس معلوم می‌شود که دجال نیز مصادیق فراوانی دارد.

و چنان‌که گذشت، هر گروهی که کارهای یأجوج و مأجوج را انجام دهد، خود یک مصداق و نمونه‌ای از یأجوج و مأجوج خواهد بود.

بله، طبق روایات آخرالزمانی، حضرت عیسی (علیه‌السلام) با دجال و یأجوج و مأجوج می‌جنگد، و همین روایات دلالت دارد که حضرت عیسی (علیه‌السلام) نیز مصداقی از ذوالقرنین می‌باشد.

و این مقدار را از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) درباره آینده برداشت و استنباط می‌کنیم؛ و چه‌بسا در آینده، رجعت‌کنندگان بسیاری از گذشتگان حضور داشته باشند که ما آنان را نمی‌شناسیم.

وَالسَّلام

آخرین مطالب

دیگر مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *