وداع سید الشهدا (ع) با قبر پیامبر (ص)

وداع حضرت اباعبدالله ع با قبر پیامبر ص

یزید برای والی مدینه نوشت:

أما بعد، وقتی این نامه من به دست تو رسید، در جواب آن تعجیل کن و در نامه‌ات برایم توضیح بده که چه کسانی در اطاعت من هستند یا از اطاعتم خارج گردیدند، ولی باید همراه جواب نامه‌ات سر حسین بن علی علیه السلام باشد.

پس این خبر به امام حسین علیه السلام رسید و او تصمیم گرفت که از سرزمین حجاز خارج شده و به سمت عراق برود. هنگامی که شب فرا رسید، به سمت مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله رفت تا با قبر پیامبر صلی الله علیه و آله وداع کند. وقتی کنار قبر رسید، نوری از قبر برای او درخشید و آن حضرت به جایگاه خود بازگشت. شب دوم نیز رفت تا با قبر آن حضرت وداع نماید.

آن حضرت در کنار قبر اینچنین دعا نمود:

اللّهُمَّ إنَّ هذا قبر نَبِيِّكَ مُحَمَّد، وأنا ابن بِنْتِ مُحَمَّد، وقد حَضَرَني من الأمر ما قد عَلِمْتَ.

خدایا، این قبر پیامبرت محمد (صلی الله علیه و آله) است و من پسر دختر محمد (سلام الله علیهم اجمعین) هستم و تو می‌دانی که چه برایم پیش آمده.

اللّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّ الْمَعْرُوفَ وَ أَنْكُرُ الْمُنْكَرَ، وَ أَسْأَلُكَ يا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإكْرامِ بِحَقِّ هذا القبرِ وَ مَنْ فِيهِ إِلَّا مَا اخْتَرْتَ لِي مَا هُوَ لَكَ رَضَى وَلِرَسُولِكَ رَضَى.

خدایا، من امر به معروف را دوست دارم و از منکر بیزارم و از تو می‌خواهم، ای صاحب عظمت و بزرگی، بحق این قبر و کسی که در اوست، که حتما آنچه مورد رضای تو و رضای رسول توست در مورد من اختیار نمایی.

پس به نماز ایستاد و آن را طولانی نمود. حضرت بسیار شدید می‌گریست و نزدیک‌های فجر، حالت چرتی (در واقع مکاشفه‌ای) به او در سجده دست داد. در آن حال، پیامبر صلی الله علیه و آله تشریف آورد و همراه با گروهی از ملائکه، حسین علیه السلام را گرفت و به سینه چسبانید و بین دو چشم (پیشانی) آن حضرت را می‌بوسید و می‌فرمود:

بأبي أنت، كأني أراك مرملا بدمك.

پدرم فدای تو باد، گویا می‌بینم که به خونت آغشته‌ای

يا بُنَيَّ كَأَنَّكَ عَنْ قَرِيبٍ أَرَاكَ مَقْتُولًا مَذْبُوحًا بِأَرْضِ كَرْبٍ وَ بَلاءٍ.

ای پسرم، مثل اینکه تو را می‌بینم بزودی کشته شده و ذبح گردیده در سرزمین گرفتاری و بلا (کربلا)

وَأَنتَ مَعَ ذَلِكَ عَطْشَانُ لَا تُسْقَى، وَظَمْآنُ لَا تُرْوَى. بَيْنَ عِصَابَةٍ مِّنْ هَذِهِ الأُمَّةِ.

و تو با این حال تشنه‌ای و آبت نمی‌دهند، بین گروهی از این امت که امید شفاعتم را دارند، که در نزد خداوند برای آنها بهره‌ای نیست

حبيبي يا حسين، يا بُنَيَّ إنَّكَ قَادِمٌ عَلَى أَبِيكَ وَ أُمِّكَ وَ أَخِيكَ، وَ هُمْ مُشْتَاقُونَ إِلَيْكَ، وَ إنَّ لَكَ في الجَنَّةِ دَرَجاتٍ لا تَنَالُها إِلَّا بِالشَّهَادَةِ.

یعنی: عزیزم ای حسین، پسرم، تو به سوی پدر و مادر و برادرت می‌روی و آنها مشتاق به تو هستند و برای تو در بهشت درجاتی است که به آن نمی‌رسی مگر با شهادت.

سید الشهدا علیه السلام عرض کرد:

يَا جَدَّاهُ لَا حَاجَةَ لِي فِي الرُّجُوعِ إِلَى الدُّنْيَا، فَخُذْنِي إِلَيْكَ، وَادْخُلْنِي مَعَكَ إِلَى مَنْزِلِكَ.

ای جد بزرگوار، من احتیاجی به رجوع به دنیا ندارم، مرا بگیر و با خود به منزلت ببر

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «چاره‌ای نیست که به دنیا برگردی تا شهادت نصیبت گردد و به آن اجر و ثواب عظیمی که خداوند برایت مقدر کرده برسی. پس تو و پدرت و برادت و عمویت و عموی پدرت روز قیامت در یک گروه وارد بهشت می‌شوید.»

پس امام حسین علیه السلام از این رویا بیدار شد در حالی که می‌گریست. سپس به سوی اهل بیت خود رفت و رؤیای خود را برای آنها بازگو نمود. اهل بیت آن حضرت در غم و حزن شدید فرو رفتند و یقین کردند که بلا نازل گردیده و گویا در آن هنگام در شرق و غرب عالم مانند آنها کسی محزون و گریان نبود.


منابع:

  1. امالی صدوق، ص ۲۱۷
  2. مدینة المعاجز، ج ۳، ص ۴۸۷
  3. بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۳۱۳ و ج ۵۸، ص ۱۸۲
  4. ریاض الابرار، ج ۱، ص ۱۹۹
  5. عوالم العلوم، ج ۱۷، ص ۱۶۱
  6. حیاة الامام الحسین، ج ۲، ص ۲۵۹
  7. لواعج الاشجان، ص ۲۷
  8. من اخلاق الامام حسین، ص ۱۶۲
  9. موسوعه کلمات امام حسین علیه السلام، ص ۳۴۹
  10. الفتوح، ج ۵، ص ۱۹
  11. کربلا الثورة والماساة، ص ۱۵۰
  12. موسوعه شهادت معصومین، ج ۲، ص ۸۸
  13. در سوگ ال الله، ص ۸۱

آخرین مطالب

دیگر مطالب

ضربت خوردن حضرت امام علی

حضرت علی (ع) در سیزدهم رجب سال سی‌ام عام‌الفیل در داخل کعبه به دنیا آمد. او از همان کودکی تحت...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *