سَلَمَی (یکی از زنان مدینه) میگوید: «بر ام سلمه وارد شدم در حالی که میگریست. پرسیدم: چه چیز تو را به گریه واداشته است؟»
فرمود: «پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را دیدم که بر سر و محاسن مبارکش خاک نشسته بود. پرسیدم: چه شدهای، رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)؟ فرمود:
شَهِدْتُ قَتْلَ الْحُسَيْنِ آنَفًا.
یعنی: «همین الان شاهد قتل حسین (علیهالسلام) بودم.»
و اولین کسی که در مدینه برای سالار شهیدان (علیهالسلام) گریه و ضجه نمود، ام سلمه، همسر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) بود. زیرا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) شیشهای به او سپرده بود که در آن خاک بود و به او فرموده بود: «جبرئیل به من خبر داد که امتم حسین (علیهالسلام) را میکشند و این خاک را به من داده و به من گفته که هر وقت این خاک خون تازه گردید، بدان که حسین (علیهالسلام) شهید شده است.»
آن شیشه در نزد آن بانو بود تا اینکه امام حسین (علیهالسلام) به سمت عراق حرکت نمود. پس ام سلمه در هر ساعتی به آن شیشه نگاه مینمود تا اینکه روزی دید آن خاک خون تازه شده است. فریاد زد که:
وا حُسَینَاه! وا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ!
یعنی: «وای حسین! وای پسر رسول خدا!»
و زنان مدینه در هر ناحیهای به گریه و نوحهخوانی مشغول شدند به گونهای که مدینه پر از صدای گریه شد، بهطوری که مثل آن را نشنیده بودند.
منابع:
- تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۲۶۴
- معالم المدرستین، ج ۳، ص ۱۳۸
- رجال تُرکوا بصمات علی قسمات التاريخ، ص ۱۲۶
- المجالس العاشوریه، ص ۲۵۴
- صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۲۶۷
- سنن ترمذی، ج ۵، ص ۳۲۳
- حاکم نیشابوری، ج ۴، ص ۱۹
- معجم کبیر طبرانی، ج ۳۳، ص ۳۷۳
- تاریخ کبیر بخاری، ج ۳، ص ۳۲۴