ابن وکیده میگوید شنیدم که سر مبارک حضرت سیدالشهدا (علیهالسلام) در حال تلاوت قرآن و خواندن سوره کهف بود:
«أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا كَأَنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى»
(آیا گمان میکنید که اصحاب کهف و رقیم از نشانههای عجیب ما هستند؟ آنها جوانانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما هدایتشان را افزون کردیم)، و سپس این آیه را قرائت کرد: «وَسَیَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا…»
در دلم شک کردم که شاید خیالی بیش نباشد، یا این که واقعاً سر مبارک حضرت قرآن میخواند. ناگهان شنیدم که سر مبارک حضرت فرمود: «ای ابن وکیده! آیا نمیدانی که ما اهلبیت زندهایم و نزد خدای خود روزی میخوریم؟»
ابن وکیده میگوید با خود گفتم امشب پنهانی سر حضرت را از دست کفار خواهم برد و دفن خواهم کرد. دوباره سر حضرت به من خطاب کرد و فرمود: «تو از این کار عاجزی؛ چرا که نزد خداوند، کشتن من به دست آنها مهمتر از گرداندن سر من است. آنها را رها کن؛ به زودی خواهی دانست (که چه کردند و چه نتیجهای خواهند گرفت)، آنگاه که غل و زنجیرها گردنها و جانهایشان را در بر گیرد.»
آدرس منابع:
- دلائل الامامه (محمد حریر طبری)، ص۱۸۸
- نوادر المعجزات، محمد بن جریر طبری، ص۱۱۰
- مدینه المعاجز، ج۳، ص۴۶۲
- موسوعة كلمات امام حسین، ص۶۳۰
- موسوعة شهادات المعصومین، ج۲، ص۳۵۶