علی بن محمد بن سلمان نوفلی از پدرش نقل میکند که هارون الرشید(لعنهاللهتعالی)؛ حضرت امام کاظم (علیهالسلام) را زمانی دستگیر کرد که ایشان کنار مرقد رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، در قسمت سر مبارک در حال نماز بود.
فضل بن ربیع و مأموران(لعنهمالله)، در حین نماز ایشان را متوقف کرده و همراه خود بردند. امام (علیهالسلام) در حالی که میگریست، فرمود: «یا رَسولَ اللهِ، أَشْكو إِلَيْكَ ما أَلْقى» یعنی «ای رسول خدا، از آنچه بر من میگذرد به تو شکایت میآورم.» مردم از هر سو برای این رفتار با امام (علیهالسلام) به گریه افتاده و هیاهو به پا کردند.
هنگامی که امام (علیهالسلام) را به نزد هارون الرشید بردند، او با زشتی و سرزنش با حضرت برخورد کرد.
سپس در نیمههای همان شب، هارون دستور داد که دو خانه برای امام (علیهالسلام) آماده کنند و ایشان را مخفیانه به یکی از آن دو خانه بردند و به حسان سروی تحویل دادند. دستور داده شد که حسان امام (علیهالسلام) را به بصره برده و به عیسی بن جعفر (حاکم بصره) تحویل دهد. همچنین، هارون دستور داد تا در کوفه خانهای آماده کنند و مأمورانی را آنجا بگمارند تا مردم گمان کنند که امام (علیهالسلام) در آن خانه محبوس است.
اما حسان، حضرت امام کاظم (علیهالسلام) را آشکارا به عیسی بن جعفر(لعنهاللهتعالی) در بصره تحویل داد و همین امر باعث شد که خبر حضور امام در بصره همهجا پخش شود.
عیسی بن جعفر(لعنهاللهتعالی)؛ حضرت امام کاظم (علیهالسلام) را در اتاقی در خانه خود زندانی کرده و درب را به روی ایشان بست. او یکی از غلامانش را مأمور خدمت امام (علیهالسلام) کرد و این غلام تنها به دو دلیل درب را برای حضرت باز میکرد: برای طهارت یا برای طعام.
آدرس منابع:
- عیون اخبار الرضا (علیهالسلام)، ج۱، ص۸۲
- الامام الکاظم سید بغداد، ص۲۰۵
- موسوعة شهادت معصومین، ج۳، ص۱۵۹
- بحار الانوار، ج۴۸، ص۲۲۱
- وفیات الائمة، ص۲۶۸