سؤال:
در مورد آیه ١٢ سوره مجادله (معروف به آیه نَجوا) توضیح میخواستم که چرا باید برای صحبت کردن با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) صدقه میدادند؟
سؤال بعدی این است که آیا آیه بعدی، این آیه را نسخ کرد؟ در حالی که خداوند میدانست مردم آن را اجرا نمیکنند؟
پاسخ:
اینگونه موارد در داستانهای الهی و زندگی اولیای خدا وجود دارد و علت آن، یا بیان فضیلتی خاص است یا اتمام حجت بر مردم.
به عنوان مثال، ابتدا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) ابوبکر را برای ابلاغ سوره برائت به سوی مکه فرستاد، سپس آیهای نازل شد:
﴿يَا أَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ بَلِّغۡ مَا أُنزِلَ إِلَيۡكَ مِن رَّبِّكَۖ وَإِن لَّمۡ تَفۡعَلۡ فَمَا بَلَّغۡتَ رِسَالَتَهُۥۚ وَٱللَّهُ يَعۡصِمُكَ مِنَ ٱلنَّاسِۗ﴾ (المائدة: ٦٧)
در این آیه، خداوند به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) دستور داد که یا خودش و یا کسی که از اوست این مأموریت را انجام دهد. پس از نزول این فرمان، پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را فرستاد و فرمود: «علی از من است.»
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به راه افتاد و در مسیر، نامه را از ابوبکر گرفت و او را بازگرداند.
اینجا چند پرسش مطرح میشود:
- آیا پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نمیدانست که باید از ابتدا علی (علیهالسلام) را بفرستد؟
- چرا خداوند پیش از فرستادن ابوبکر، نفرمود که علی (علیهالسلام) این مأموریت را انجام دهد؟
- چرا وقتی فرمان الهی نازل شد، نفرمود که علی برود، بلکه فرمود «کسی که از توست» باید برود؟
پاسخ روشن است:
خداوند میخواست این اتفاق بیفتد تا این واقعه، به عنوان فضیلتی برای علی (علیهالسلام) در تاریخ ثبت شود و حقیقتی آشکار گردد که:
- علی (علیهالسلام) از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) است.
- ابوبکر از پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیست.
- حجت بر تمام تاریخ تمام شود.
ماجرای نَجوا و فضیلت امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
در ماجرای نَجوا نیز همین سنت الهی جریان دارد:
١. ابتدا دستور نازل شد: «هرکس میخواهد با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نجوا کند، باید ابتدا صدقه بدهد.» این حکم چهار روز اجرا شد، ولی هیچکس جز علی (علیهالسلام) این دستور را اجرا نکرد.
٢. سپس خداوند این حکم را نسخ فرمود.
نتایج این حکم و نسخ آن:
١. در تاریخ ثبت شد که تنها کسی که برای سخن گفتن با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) حاضر شد صدقه بدهد، علی (علیهالسلام) بود.
٢. سایر صحابه با نجوا کردن، فقط وقت پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را میگرفتند، زیرا اگر سخنانشان واقعاً مهم بود، حاضر میشدند برای آن صدقه بپردازند. اما چون دیدند که هزینه دارد، حتی با اینکه این هزینه صدقه بود (که خود عبادتی بزرگ است)، باز هم از نجوا با پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) خودداری کردند.
٣. علی (علیهالسلام)، هم پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) را دوست داشت و هم سخنانش آنقدر ارزش داشت که برایش صدقه بدهد.
٤. سایر صحابه، نهتنها سخنانشان مهم نبود، بلکه حتی محبت قلبیشان به پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نیز آنقدر نبود که برای نجوا با او، صدقه بدهند. بنابراین، هیچکس به اندازهٔ علی (علیهالسلام)، محب پیامبر (صلیاللهعلیهوآله) نبود.
٥. کَرَم و بخشندگی علی (علیهالسلام) بینظیر بود، زیرا بسیاری از صحابه از نظر مالی، از علی (علیهالسلام) داراتر بودند، اما حاضر نشدند صدقه بپردازند.
٦. خداوند حتی اجازه داد که اگر کسی توان مالی ندارد، بدون صدقه نجوا کند. با این حال، هیچکس این کار را نکرد! یعنی همه پول داشتند، اما از ترس یا بُخل، صدقه ندادند.
٧. خداوند، با این حکم و سپس نسخ آن، به تمام مسلمانان عالم تا روز قیامت نشان داد که علی (علیهالسلام)، برتر از تمام صحابه است.
٨. در آیهٔ بعد، خداوند صحابه را توبیخ کرد که چرا از نجوا، به خاطر پرداخت صدقه، ترسیدند؟ این نشان میدهد که یا مالدوست بودند و بُخل ورزیدند، یا اگر تهیدست بودند، از صدقه دادن واهمه داشتند. اما علی (علیهالسلام) چنین نبود.
٩. در آیهٔ ١٣، خداوند تمام صحابه را توبیخ کرد، اما تنها کسی که مشمول این توبیخ نشد، علی (علیهالسلام) بود. پس او افضل از همهٔ صحابه بود.
١٠. در زمانی که عدهای، برای غصب خلافت، حق علی (علیهالسلام) را پایمال کردند، یکی از فضائلی که امیرالمؤمنین (علیهالسلام) به آن استدلال کرد، همین ماجرای نَجوا بود.
پس خداوند این جریان را برای اتمام حجت بر صحابه، به دست علی (علیهالسلام) رقم زد.
نتیجه:
این حکم و نسخ آن، فقط یک دستور ساده نبود، بلکه یک نمایش تاریخی و الهی برای اثبات برتری امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر تمام صحابه بود.