سندی بن شاهک (لعنهاللهعلیه)، سمی را که در خرما ریخته بود، در مقابل امام کاظم (علیهالسلام) قرار داد و آن حضرت ده دانه از خرماها را تناول فرمود. سندی بن شاهک به امام گفت: «بیشتر بخور.» حضرت به او فرمود: «به هدفت رسیدی، برای کاری به آن دستور داده شدی. این مقدار کافی است.»
بعد از این، سندی بن شاهک قاضیها و سرشناسان شیعه که در نزد مردم موثق بودند را دعوت کرد و حضرت را حاضر نمود و به آنها گفت: «به این مرد نگاه کنید، آیا اتفاقی برای او افتاده است؟ مردم میگویند که اباالحسن (امام کاظم علیهالسلام) در فشار و سختی قرار دارد، اما این خانهی اوست، این فرش اوست، منزل او وسیع است و او در سختی نیست. این هم اباالحسن (علیهالسلام) است، نه بیماریای دارد و نه دردی و نه در فشار و سختی است. و امیر المؤمنین (منظورش هارون الرشید) منتظر اوست تا او را ببیند و با او گفتگو کند. میخواهید خودتان از او بپرسید.»
در این هنگام امام رو به حضار کرده و فرمود: «اما آنچه که به شما از وسعت مکان و مانند آن خبر دادهاند، غیر از چیزی است که من میخواهم به شما خبر بدهم. بدانید که به من در نه عدد خرما سم داده شده است. شهادت بدهید که من مسموم شدهام و بعد از سه روز کشته خواهم شد. شهادت بدهید که من در ظاهر سالمم و لکن مسموم شدهام. در پایان این روز بدنم سرخ خواهد شد، سرخی شدیدی. روز بعد رنگم به شدت زرد خواهد شد و روز سوم سفید میشوم و به رحمت و رضوان خداوند خواهم پیوست.»
در این هنگام، سندی بن شاهک به شدت میلرزید و حضرت امام موسی بن جعفر (علیهالسلام) بعد از سه روز در پایان روز از دنیا رفت.
آدرس:
عیون المعجزات ص ۹۵
موسوعه شهادت معصومین ج ۳ ص ۱۷۵
بحار الانوار ج ۴۸ ص ۲۴۸
الانوار البهیه ص ۱۹۸
قرب الاسناد ص ۳۳۴
امالی صدوق ص ۲۱۳
عیون اخبار الرضا ج ۱ ص ۹۱
روضه الواعظین ص ۲۱۷
مستدرک سفینة البحار ج ۱۰ ص ۳۲۴
موسوعة المصطفی و العترة ج ۱۱ ص ۴۱۶
وفیات الائمه ص ۲۶۶
شهادت الائمه ص ۴۳