حجاب با چادر در آیات و روایات

سوال : آیا در قرآن و روایات چیزی به نام چادر وجود دارد؟ و از کجا معلوم که چنین چیزی بعدها حادث نشده است؟

جواب: برای اینکه دوستان بدانند چادر پایه و اساس روایی و قرآنی دارد، ما آن را از دیدگاه قرآن و روایات شیعه و اهل سنت به‌طور کوتاه و مختصر بررسی می‌کنیم.
تذکر: البته مقلد باید از مرجع تقلید خود پیروی کند و بررسی و استخراج فتاوا از روایات کار مرجع تقلید است، ولی چون این‌گونه شبهات جوانان ما را در شبهه فرو می‌برد که: «نکند چادر در اسلام نیامده و فقط در بین مردم مشهور شده و ما بی دلیل به زحمت افتاده‌ایم»، پس لازم دانستم این مختصر را تقدیم کنم.

۱- لغت:
چادر در عربی: جلباب است.
الف) معجم لغه الفقها:
الجلباب: بفتح الجیم و سکون اللام، جمع آن جلابیب است. ثوب واسع تلبسه المرأة فوق ثيابها. (جلباب به فتح جیم و سکون لام. جمع آن جلابیب می‌شود. لباس وسیع و بزرگی است که زن آن را روی تمام لباس‌هایش می‌پوشد.)
ب) زبده التفاسیر ج۵ ص۴۰۴:
والجلباب: ثوب واسع، أوسع من الخمار ودون الرداء. (و جلباب لباس بزرگی است که بزرگ‌تر از خمار و کوچکتر از رداء است.)
ج) نویسنده کتاب خطب امام علی جلباب را از لحاظ لغت چنین معنی کرده: جلابیب، جمع جلباب. بعضی مترجمان فارسی آن را «پرده» معنی کرده‌اند، هرچند به مجاز درست است، لیکن دقیق نیست. جلباب پوششی است که بر روی تمام لباس‌ها پوشیده می‌شود.
د) مفردات نهج البلاغه فارسی ج۱ ص۴۲۳ و ۴۲۴:
جلباب لباس چادر مانند است. در اقرب الموارد آمده: الجلباب: «القمیص و ثوب واسع للمرأة دون الملحفة». آن روسری و مانند آن نیست، بلکه لباس چادر مانندی است که زنان از روی لباس‌هایشان می‌پوشیدند.
ذ) تحقیق فی کلمات قرآن کریم ج۲ ص۹۳:
والجلباب ثوب أوسع من الخمار ودون الرداء. وقال ابن فارس: الجلباب ما یغطَّى به من ثوب وغيره، والجمع الجلابیب. (و جلباب پوششی است بزرگ‌تر از خمار و کوچکتر از رداء و ابن فارس گفته: جلباب چیزی است که روی پیراهن و غیره را می‌پوشاند. و جمع آن جلابیب است.)
ر) فتاوی اللجنه الدائمة ج۱۷ ص۱۴۵:
قال الأزهری معنی قول ابن الأعرابی (الجلباب: الإزار) لم یرد به إزار الحقو، و لیکن أراد إزاراً یشتمل به فیجلل جمیع البدن. (ازهری معنی گفته ابن‌اعرابی را چنین بیان کرده که: جلباب ازار (لباس بلند) است، ولی مقصود ازاری که به لباس اضافه می‌شود نیست (یعنی منظور دامن نیست) و بلکه منظور ازاری است که بزرگ‌تر از ازار معمولی است و تمام بدن را می‌پوشاند. همچنین به ملحفه شب هم ازار می‌گویند که مشابه پارچه‌ای است که بدن را می‌پوشاند.)
ز) قاموس قرآن ج۲ ص۴۰:
جلابیب جمع جلباب و در معنی آن اختلاف است. راغب آن را پیراهن و روسری گفته (قمیص و خمار). مجمع البيان در لغت فرموده: روسری زن که وقت خروج از منزل سر و صورتش را با آن می‌پوشاند. صحاح آن را ملحفه (چادر مانند) گفته. ابن اثیر در نهایه آن را چادر و رداء معنی کرده و می‌گوید: گفته شده مانند چارقد و مانند ملحفه است. در قاموس آمده که آن پیراهن و لباس گشاد کوچک‌تر از ملحفه یا چیزی است مانند ملحفه که زن لباس‌های خود را به آن می‌پوشاند یا همان ملحفه است.

۲- قرآن:
الف)
یَا أَيُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِينَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَٰلِکَ أَدْنَىٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا. (احزاب ۵۲)
ای پیامبر(ص)، بگو به زنان خود و دختران خود و زنان مؤمنین که قرار دهند بر خویش از جلابیب خود. این بهترین است تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
دقت کنید خداوند در این آیه دستور به پوشیدن جلباب نمی‌دهد، بلکه جلباب را امری قلمداد می‌نماید. بلکه خداوند دستور داده که خود را در آن بپیچند به‌گونه‌ای که شناخته نشوند. از آنجا که انسان به‌صورت شناخته می‌شود، معلوم است که مقصود پوشش صورت است. یعنی نه تنها خداوند متعال جلباب را نام برده، بلکه به پوشش صورت نیز اشاره کرده است.
ب)
وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ. (آیه ۳۱ سوره نور)
و باید خمار خود را روی گردن خود بیفکنند.
بعضی جلباب را همان خمار (روسری یا مقتعه) معنا کرده‌اند و از آنجا که خداوند در این آیه کلمه خمار را استفاده کرده، معلوم است که خمار با جلباب فرق دارد. خداوند با استعمال کلمه خمار دستور داده است که با آن گردن‌های خود را بپوشانند.

۳- روایات شیعه:
الف)
تفسیر ابن جریر ج۲ ص۲۴:
ابن جریر و ابن أبی حاتم و ابن مردویه در تفاسیر خود از ابن عباس و عبیده سلمانی نقل کرده‌اند که این دو گفتند: خداوند به زنان مسلمان فرمان داده که وقتی برای کاری از خانه خارج می‌شوند، صورت خود را با جلباب از بالای سر بپوشانند و تنها یک چشم خود را باز بگذارند.
دقت کنید که در این روایت، بحث از جلباب به‌وضوح بیان شده است و تنها صحبت از پوشش صورت است به‌طوری که تنها یک چشم دیده باشد.

ب)
فتاوی اللجنه الدائمة ج۱۷ ص۱۴۵:
ابن عباس: وکانوا قبل أن تنزل آیه الحجاب، النساء یخرجن بلا جلباب، یری الرجال وجهها و یدیها، وکان إذ ذاک یجوز لها أن تظهر الوجه و الکفین، وکان حینئذ یجوز النظر إلیها، ثم لما أنزل الله آیه الحجاب بقوله: {یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِينَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ} حجب النساء عن الرجال، وکان ذلک لما تزوج النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله زینب بنت جحش فأرخى الستر النبی صلی‌الله‌علیه‌وآله و منع النساء أن ینظرن، و… أمر أزواجه وبناته ونساء المؤمنین أن یدنین علیهن من جلابیبهن، و الجلباب هو: الملاءة، و هو الذی یسميه ابن مسعود و غیره: الرداء، و تسميه العامة الإزار. (ابن عباس می‌گوید: این‌چنین بود که قبل از نازل شدن آیه حجاب، زنان بدون چادر از خانه خارج می‌شدند و مردان صورت و دستان آنها را می‌دیدند، و چون چنین بود، جایز بود برای زن که صورت و دست خود را ظاهر سازد و نگاه به آن هم جایز بود. سپس وقتی آیه حجاب نازل شد، با این آیه: «ای پیامبر(ص)، به زنانت و دخترانت و زنان مؤمنین بگو نزدیک‌تر کنند به خود جلباب‌های خود را»، زنان خود را از مردان پوشاندند و این زمانی بود که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله با زینب دختر جحش ازدواج کرد. پس پیامبر پرده زد و منع کرد زنان را از اینکه دیده شوند… سپس فرمان داد به زنانش و دخترانش و زنان مؤمنین که چادرهایشان را بیشتر به خود بپیچند. جلباب همان پوششی است که ابن مسعود و دیگران آن را رداء می‌نامند و عامه آن را ازار می‌نامند، و این ازار بزرگ است که سر و تمام بدن را می‌پوشاند.)

۴- روایات اهل سنت:
الف)
در صحیح مسلم از ام عطیه نقل شده است که:
«یا رسول الله، إحدانا لا یَکُون لها جلباب، قال: لتلبسها أختها جلبابها».
(ام عطیه می‌گوید: به پیامبر عرض کردیم: ای رسول خدا(ص)، یکی از ما (زنان) جلباب ندارد. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: یکی از خواهرانش جلباب خود را به او بدهد.)

ب)
فتاوی اللجنه الدائمة ج۱۷ ص۱۴۵:
عن عائشة قالت: «کان الركبان یمرون بنا ونحن مع رسول الله صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم محرمان، فإذا حاذونا سدلت إحدانا جلبابها من رأسها على وجهها، فإذا جاوزونا كشفناه».
(عایشه می‌گوید: با پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله وسلم بودیم در حالی که محرم بودیم که چند سواره از ما گذشتند. یکی از ما صورتش پیدا بود. وقتی سواره‌ها به ما رسیدند، او جلباب خود را از روی سرش به صورتش انداخت و وقتی سواره‌ها گذشتند، دوباره صورتش را باز نمود.)

تذکر:

روایات بیشتر از این است و ما به‌خاطر حوصله دوستان و محدودیت وقت، به این مقدار اکتفا کرده‌ایم.


نکته:

بعضی‌ها جلباب را چادر و برخی دیگر رداء و بعضی مانند ملحفه که با آن تمام بدن را می‌پوشانند، معنا کرده‌اند که در صدر آمده است. از سیاق روایات و کتب لغت و آیات مذکور، معلوم می‌شود که جلباب با خمار فرق دارد (چنانچه در بخش آیات اشاره شد) و پوششی است که روی سر افتاده و صورت و تمام بدن را می‌پوشاند به‌طوری که زن شناخته نمی‌شود، که در کشور ما معمولاً به آن چادر گفته می‌شود.

آخرین مطالب

دیگر مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *