پاسخ به شبهه دین از سیاست

سوال:

شبهه‌ی جدایی دین از سیاست را پاسخ دهید.
جواب:
از آیات و روایات در می‌یابیم که احکام و دستورات الهی به سه دسته تقسیم می‌شوند:
۱. احکام فردی
۲. احکام اجتماعی
۳. احکام حکومتی
۱. احکام فردی: مانند نماز، روزه و …
۲. احکام اجتماعی: مانند امر به معروف و نهی از منکر، اجرای حدود الهی به‌صورت علنی و …
۳. احکام حکومتی: که بزرگ‌ترین نمونه‌ی آن ولایت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) و خلافت رسول‌الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله) است. نمونه‌های دیگر آن، دستوراتی در زمینه‌ی شیوه‌ی حکومت‌داری، رعایت مساوات در فرامین حکومتی، نحوه‌ی برخورد با دشمنان و … می‌باشد.
نکته‌ی قابل‌توجه این است که اهمیت رعایت دستورات الهی و سرپیچی از آن‌ها در هر یک از این احکام متفاوت است. به‌عنوان نمونه:
در احکام فردی: نماز مهم‌ترین فریضه است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید:
مَنْ تَرَکَ الصَّلَاةَ مُتَعَمِّدًا فَقَدْ کَفَرَ
یعنی: «کسی که عمداً نماز را ترک کند، کافر است.»
در احکام اجتماعی: امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند:
إِنَّ جَمِيعَ الْبِرِّ وَ كُلَّ الطَّاعَاتِ، لَا تَعْدِلُ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَ إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ لَا يُقَرِّبَانِ مِنْ أَجَلٍ، وَ لَا يَنْقُصَانِ مِنْ رِزْقٍ
یعنی: «تمام عبادات در کنار امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای در برابر دریاست.»
در احکام حکومتی: پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند:
إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ، وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ، وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ، وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ، إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِيَقِينٍ فِي وَلَايَةِ عَلِيٍّ (علیه‌السلام)
یعنی: «اگر کسی تمام عمر عبادت کند و در پایان عمر کنار کعبه مظلومانه کشته شود، اما ولایت علی (علیه‌السلام) را نپذیرد، اهل جهنم خواهد بود.»
حال این سؤال مطرح می‌شود: کسانی که می‌گویند دین از سیاست جداست، بر اساس کدام آیه یا روایت چنین ادعایی را مطرح می‌کنند؟
اما از دیدگاه عقل:
عقل حکم می‌کند که اگر قرار است دین در جامعه فراگیر شود و مردم به دستورات الهی عمل کنند، باید احکام دین در حکومت نیز اجرا شود، یعنی دین برای سیاست نیز برنامه داشته باشد. زیرا اگر پادشاهان، کفار و ظالمان باشند و مردم را تحت سلطه بگیرند، پیامبران و اوصیای ایشان قادر نخواهند بود جامعه را اصلاح کنند.
مردم در اثر ارعاب، تطمیع و سیاست‌های کفر و ظلم، از اطراف پیامبران پراکنده شده و در نهایت به کفر و الحاد کشیده می‌شوند. حال پیامبری را در نظر بگیرید که برای هدایت مردم فرستاده شده و به آنان آموخته که نباید زیر بار ظلم بروند. در نتیجه، گروهی از مردم به او ایمان آورده و حاکم ظالم زمان خود را برکنار می‌کنند. سپس نزد پیامبرشان آمده و می‌گویند: «ما حاکم ستمگر را کنار زدیم؛ حال تو برای ما حکومتی تشکیل بده و عدالت را برقرار کن.» اگر آن پیامبر در پاسخ بگوید: «دین از سیاست جداست و برای مسائل سیاسی برنامه‌ای ندارد، پس بروید و خودتان فکری برای حکومت بکنید»، در این صورت، آیا بار دیگر حاکمان ظالم بر سر کار نخواهند آمد؟ آیا چنین دینی ناقص نخواهد بود؟
پس عقل حکم می‌کند که اگر دینی بخواهد در جامعه پیروز شود، آن را اصلاح کند و مردم را در دنیا و آخرت به سعادت برساند، باید حکومت تشکیل دهد.
و بر این قاعده‌ی عقلی، خداوند نمونه‌ای تاریخی را در معرض نمایش قرار داده است:
به‌عنوان نمونه، حضرت سموئیل نبی (علیه‌السلام) حکومت تشکیل داد و حضرت طالوت را به‌عنوان پادشاه بنی‌اسرائیل منصوب کرد. پس از طالوت، خداوند به حضرت داوود (علیه‌السلام) وحی فرمود که پس از طالوت، او پادشاه شود و طالوت نیز او را جانشین خویش قرار داد. سپس، خداوند به حضرت داوود (علیه‌السلام) وحی کرد که فرزندش، حضرت سلیمان (علیه‌السلام)، را جانشین خود قرار دهد. در مدتی که این پادشاهان الهی حکومت می‌کردند، حکومت عدل برپا شده بود، حتی حیوانات، باد، آب و خاک تحت فرمان ایشان بودند.
خداوند این واقعه‌ی تاریخی را نمونه‌ای قرار داد تا به همه‌ی عالم بفهماند که سیاست و حکومت باید با دین ادغام شود و تعالیم انبیا (علیهم‌السلام) در حکومت نیز اجرا گردد تا بشریت به نجات برسد.

آخرین مطالب

دیگر مطالب

سوالی در مورد آیه أُولِي الْأَمْرِ

سوال: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *