سؤال: آیا تبریک گفتن برای ماه ربیعالأوّل درست است؟
پاسخ:
در روایات اهلبیت علیهمالسلام، روایتی که دلالت بر عید بودن ماه ربیعالأوّل داشته باشد، یافت نشده است.
در نتیجه، اگر کسی به دلیل میلاد رسول اکرم (ص) حلول ماه ربیعالأوّل را تبریک بگوید، اشکالی ندارد؛ اما خود ماه ربیعالأوّل، بدون در نظر گرفتن تاجگذاری امام زمان (عج) و میلاد رسول خدا (ص)، عید محسوب نمیشود.
سؤال: آیا ایام ماه ربیعالأوّل ایام عزا است؟
پاسخ:
برخی از اقوال ضعیف دلالت بر این دارند که حضرت زهرا (س) در روز اول ربیعالأوّل ضربت خورده و محسن (ع) به شهادت رسیده است. با این حال، روایاتی نیز وجود دارد که وقوع این حادثه را به یک ماه و اندی و حتی بیشتر نسبت دادهاند که با مستندات تاریخی سازگار است.
و حتی اگر بپذیریم که روز اول ربیعالأوّل روز ضربت خوردن حضرت زهرا (س) است، تنها همان روز را عزا اعلام میکنیم و نه بیشتر؛ زیرا در سنت اهلبیت (ع)، تنها عزایی که ایامی دهروزه به آن اختصاص داده شده است، شهادت سیدالشهداء (ع) است.
اهلبیت (ع) از روز اول محرم تا روز عاشورا هنگام عصر، حالت عزا به خود میگرفتند.
شیخ صدوق در کتاب «الأمالی» صفحه ۱۱۱ از امام باقر (ع) نقل میکند که فرمودند:
«در این ده روز، تمام اشیای عالم میگریند.»
حتی خود اهلبیت (ع) تنها در سال اول شهادت سیدالشهداء (ع) یک سال کامل عزاداری کردند و پس از آن، تنها دههٔ اول محرم را به عزاداری اختصاص دادند.
امام صادق (ع) فرمودند:
«یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی (ع) نوحهخوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.»
(بحارالأنوار، ج ۷۹، ص ۱۰۲)
در غیر دههٔ اول محرم، هرگاه شرایط را مناسب میدیدند، بر سیدالشهداء (ع) میگریستند، اما آن روزها را بهعنوان ایام عزا اعلام نمیکردند.
در مورد سایر اهلبیت (ع)، سنتی از ایشان گزارش نشده است که روزهای دهگانهای را به عزا اختصاص دهند.
امام صادق (ع) میفرمایند:
«پدرم امام باقر (ع) به من فرمود: ای جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحهخوانان کن تا به مدت ده سال در منا در ایام حج، بر من نوحهخوانی و سوگواری کنند.»
(بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۲۲۰)
طبق این روایت، امام باقر (ع) وصیت میفرمایند که ده سال، سالی سه روز در منا بر ایشان سوگواری کنند؛ پس بعد از ده سال، این عزاداری در منا هر سال به مدت سه روز متوقف میشود.
متأسفانه عدهای به اشتباه یا عمداً دهههای متعددی برای عزا ساختهاند که از اهلبیت (ع) به ما نرسیده است؛ مانند دههٔ محسنیه، دههٔ زینبیه، دههٔ مسلمیه، دههٔ صادقیه، دههٔ باقریه و…
با این حساب، اینگونه افراد در طول سال تقریباً زمانی برای شادی باقی نمیگذارند.
حال سؤال اینجاست:
در روایات متعدد از اهلبیت (ع) وارد شده است که:
يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَيَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا
(کامل الزیارات، باب ۳۲، ص ۱۰۱)
شیعیان ما در شادی ما شاد و در عزای ما عزادارند.
این روایت و مشابه آن جای دقت دارد؛ زیرا ابتدا کلمهٔ «فرح» (شادی) و سپس کلمهٔ «حزن» (غم) ذکر شده است.
آیا این اشتباهات موجب نشده است که دشمنان، دین شیعه را بهعنوان دین گریه و حزن معرفی کنند؟
و آیا عدهای ضعیفالایمان باور نکردهاند که دین ما فقط گریه دارد و شادی ندارد؟
قابلتوجه است که ممکن است کسی بخواهد در طول سال، در خلوت خود اهل حزن و بکاء برای اهلبیت (ع) باشد؛ این بسیار پسندیده است.
چنانکه امام سجاد (ع) فرمود:
«من هرگز شهادت فرزندان فاطمه (س) را به یاد نیاوردم، مگر آنکه به خاطر آن، چشمانم اشکبار و بغضی گلوگیر به من دست میدهد.»
(بحارالأنوار، ج ۴۶، ص ۱۰۹)
اما در امور اجتماعی، سنت اهلبیت (ع) بر حزن دائمی نبوده است؛ بلکه در ایام خاص مانند دههٔ اول محرم یا روز شهادت دیگر اهلبیت (ع) بهطور خاص محزون بودند و در باقی ایام بهطور معمول زندگی میکردند.