زمانی که امام حسین علیهالسلام تصمیم گرفت از مدینه خارج شود، زنان خاندان عبدالمطلب گرد هم آمدند و برای نوحهسرایی و گریه جمع شدند. امام حسین علیهالسلام از این خبر آگاه شد و به میان آنان رفت و فرمود:
شما را به خدا قسم میدهم که کاری نکنید این امر (یعنی هجرت مخفیانه سیدالشهدا علیهالسلام از مدینه) آشکار شود؛ زیرا این کار باعث نافرمانی خدا و رسول صلیاللهعلیهوآله خواهد شد.
زنان خاندان عبدالمطلب به امام عرض کردند: چرا در نوحه و گریه تعجیل نکنیم؟
«فَهُوَ عِندَنا كَيَومِ ماتَ فيهِ رَسولُ اللهِ (صلى اللهُ عليهِ وآلهِ) وَعَليٌ وَفاطِمَةُ وَرُقَيَّةُ وَزَينَبُ وَأُمُّ كُلثومٍ (عليهمُ السلامُ)».
یعنی: امروز برای ما مانند روزی است که رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و علی، فاطمه، رقیه، زینب و امکلثوم علیهمالسلام از دنیا رفتند. تو را به خدا قسم میدهیم که نروی و خداوند ما را پیش مرگ تو گرداند، ای محبوب گذشتگان نیک ما.
سپس امهانی، عمه آن حضرت، نزد ایشان آمد و امام با او خوشرفتاری کرد. امام پرسید: عمه، چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟
عرض کرد: «وَكَيفَ لا آتي، وَقَد بَلَغَني أَنَّ كَفيلَ الأرامِلِ ذاهِبٌ عَنّي».
یعنی: چرا نیایم، که به من خبر رسیده سرپرست بیوهزنان از نزد ما میرود.
سپس امهانی به گریه و ناله افتاد و گفت:
آقای من، از رفتن شما دلواپسم، زیرا شنیدم که شب گذشته ندا دهندهای میگفت:
«فَإِنَّ قَتيلَ الطَّفِّ مِن آلِ هاشِمٍ * أَذَلَّ رِقابًا مِن قُرَيشٍ فَذَلَّتْ
حَبيبُ رَسولِ اللهِ لَم يَكُ فاحِشًا * أَبانَتْ مُصيبَتُكَ الأُنوفَ وَجَلَّتْ».
یعنی: کشتهشده صحرای طف (کربلا) از آل هاشم بود که با شهادتش گردن برخی از گردنکشان قریش را به ذلت آورد و آنان را رسوا کرد. حبیب رسول خدا صلیاللهعلیهوآله اشتباه نکرده بود؛ مصیبت تو ظلم آنان را آشکار و آنان را خوار کرد.
سپس امام حسین علیهالسلام به او فرمود:
ای عمه، نگو از قریش بلکه بگو: «أَذَلَّ رِقابَ المُسلِمينَ فَذَلَّتْ».
یعنی: گردن تمام مسلمانان را به ذلت آورد و همه را خوار کرد.
سپس فرمود: ای عمه، هر چه مقدر باشد، ناچار همان میشود.
امهانی در حالی که میگریست از نزد حضرت خارج شد و میگفت:
«وَما أُمُّ هانِئٍ وَحدَها ساءَ حالُها * خُروجُ حُسَينٍ عَن مَدينَةِ جَدِّهِ
وَلَكِنَّما القَبرَ الشَّريفَ وَمَن بِهِ * وَمِنبَرَهُ يَبكونَ مِن أَجلِ فَقدِهِ».
یعنی: آنچه امهانی را به این حال انداخته، خارج شدن حسین علیهالسلام از شهر جدش است؛ و نه تنها او، بلکه قبر شریف پیامبر و هر که در آنجاست و منبر پیامبر نیز به خاطر از دست دادن او میگریند.
پس از شنیدن این اشعار، امام علیهالسلام فرمود:
«وَما هُم بِقَومٍ يُغلَبونَ ابنَ غالِبٍ * وَلَكِنَّ بِعِلمِ الغَيبِ قَد قُدِرَ».
یعنی: آنان نمیتوانند بر پسر غالب (یعنی پسر امیرالمؤمنین علیهالسلام) پیروز شوند، ولی در علم غیب چنین مقدر شده است.
منابع:
١. کامل الزیارات، ص ١٩٥
٢. مدینه المعاجز، ج ٤، ص ١٧٨
٣. بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٨٨
٤. عوالم الإمام حسین، ص ٣١٦
٥. موسوعة کلمات الإمام حسین علیهالسلام، ص ٣٦٠
٦. کربلا الثورة والمأساة، ص ١١٧ و ١٨٢
٧. من أخلاق الإمام حسین علیهالسلام، ص ١٦٥
٨. موسوعة شهادت معصومین، ج ٢، ص ٩٤
٩. المجالس العاشوریه، ص ٥٣ و ٥٤
١٠. در سوگ آلالله، ص ٨٢