غروب تاسوعا، شمر آمد و در برابر خیمههای ابا عبدالله (علیهالسلام) ایستاد در حالی که نوشتهای در دست داشت و فریاد زد:
“أَيْنَ بَنُو أَخَوَاتِنَا…”
ترجمه: “کجا هستند پسران خواهران ما؟”
منظورش عباس و جعفر و عبدالله و عثمان، فرزندان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بود. آنها جوابش را ندادند و از ملاقاتش اکراه داشتند. امام حسین (علیهالسلام) به آنها فرمود:
“أَجِيبُوهُ وَ إِن كَانَ فَاسِقًا فَإِنَّهُ بَعْضُ أَخْوَالِكُمْ.”
ترجمه: “جوابش را بدهید، اگرچه فاسق است، زیرا جزو داییهای شما محسوب میشود.”
در عرب، هم قبیلهای مادر را دایی و هم قبیلهای پدر را عموی میگفتند. آنها جلو رفتند و گفتند: چه میخواهی؟
گفت: شما خواهرزادههای من در امانید و خود را برای برادر خود حسین (علیهالسلام) به کشتن ندهید و به طاعت یزید درآیید، من از عبیدالله زیاد برایتان اماننامه آوردهام.
حضرت عباس (علیهالسلام) جواب داد:
“لَعَنَكَ اللهُ وَ لَعَنَ أَمَانَكَ، أَتَأْمَنُنَا وَ ابْنُ رَسُولِ اللهِ لَا أَمَانَ لَهُ؟!”
ترجمه: “لعنت بر تو و بر امان تو، آیا ما در امانیم و پسر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در امان نباشد؟!”
“دستت بریده باد! بد امانی برای ما آوردی، ای دشمن خدا! به ما دستور میدهی که برادر و آقای خود حسین بن فاطمه (علیهالسلام) را رها کنیم و از لُعَینان و لُعَین زادگان اطاعت کنیم؟!”
“ما به امان شما احتیاج نداریم. امان خدا بهتر است از امان پسر سمیه.”
و دیگر برادرانش هم همین کلمات را تکرار کردند.
آدرس:
- ارشاد مفید ج۲ ص ۸۹
- اعلام الوری (النص) چاپ قدیم ص ۲۳۷
- ج ۱ چاپ جدید ص ۴۵۴
- بحار ج ۴۴ ص ۳۹۱
- ریاض الأبرار فی مناقب أئمه الأطهار علیهم السلام ج۱ ص ۲۲۰
- واقعه الطف ص ۱۹۰
- در کربلا چه گذشت (ترجمه نفس المهموم) ص ۲۰۰
- لواعج الاشجان ص ۱۱۶
- معالم المدرستین ج۳ ص ۸۷
- انساب الاشراف ج۳ ص ۱۸۴
- تاریخ طبری ج۴ ص ۳۱۵
- اخلاق الحسینیه ص ۶۶
- ابصار العین فی انصار الحسین علیه السلام ص ۵۹
- نهایه الارب فی فنون الادب ج۲ ص ۴۳۲
- موسوعه امام علی بن ابیطالب علیه السلام ج ۱ ص ۱۳۲
- من اخلاق الامام حسین علیه الاسلام ص ۲۱۳
- لیله عاشورا فی الحديث و الادب ص ۱۳
- مقتل الحسین علیه السلام (ابی مخنف) ص ۱۰۴
- الكامل فی تاریخ ج۴ ص ۵۶
- اعیان الشیعه ج۱ ص ۶۰۰ و ج۴ ص ۱۲۹ و ج۷ ص ۴۳۰