ضحاک مشرقی میگوید: وقتی لشکر عمر سعد (لعنتاللهعلیه) برای حمله به سمت ما آمدند و چشمشان به آتشی که با خار و نیزارها در خندق پشت خیمهها برافروخته بودیم تا از پشت به ما حمله نکنند، افتاد، مردی از لشکر عمر سعد (لعنتاللهعلیه) که بر اسبی سوار بود و تجهیزات کامل داشت، پیش آمد. او با ما سخن نگفت تا این که از جلوی خیمههای ما عبور کرد و نگاهی به خیمهها انداخت و جز آتشی که زبانه میکشید، چیزی ندید. سپس به جای خود برگشت و با صدای بلند فریاد زد:
«ای حسین! در دنیا برای آتش عجله کردی، پیش از آنکه روز قیامت برسد؟!»
امام حسین (علیهالسلام) پرسید: «این کیست؟ گویا شمر بن ذی الجوشن (لعنتاللهعلیه) است؟»
اصحاب حضرت گفتند: «آری، خداوند تو را اصلاح فرماید؛ این شخص همان است.»
امام حسین (علیهالسلام) به او فرمود:
يَابْنَ راعِيَةِ الْمَعْزِي، أَنْتَ أَوْلَى بِهَا صِلِيّا
ای پسر زن بُزچران، تو به آتش برای سوختن سزاوارتر هستی!
مسلم بن عوسجه به حضرت عرض کرد: «فدایت شوم ای پسر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله)، آیا او را با تیر نزنم؟ توانایی آن را دارم و تیرم هدر نمیرود؛ چون او یکی از بزرگان فاسقان است و خدا او را در تیررس ما قرار داده است.»
امام فرمود: «او را نزن؛ من اکراه دارم که شروعکننده جنگ باشم.»
منابع:
- تاریخ طبری، ج۴، ص۳۲۱
- ارشاد مفید، ج۲، ص۹۶
- مقتل الحسین (ابو مخنف)، ص۱۱۶
- مستدرک الوسائل (حسین نوری)، ج۱۱، ص۸۰
- بحار الأنوار (علامه مجلسی)، ج۴۵، ص۵
- لواعج الأشجان (محسن امین)، ص۱۲۳
- جامع الاحادیث شیعه (سید بروجردی)، ج۱۳، ص۱۴۹
- معالم المدرستین (مرتضی عسکری)، ج۳، ص۹۶
- موسوعة کلمات امام حسین (علیهالسلام)، ص۵۰۹
- أنساب الأشراف (احمد بن یحیی بن جابر)، ج۳، ص۱۸۷
- جواهر المطالب فی مناقب آل علی (علیهالسلام) (محمد بن احمد دمشقی)، ج۲، ص۲۸۵
- جواهر التاریخ (علی کورانی)، ج۴، ص۶۲
- کربلا الثوره و المأساة (احمد حسین یعقوب)، ص۳۰۷
- لیلة عاشورا فی الحدیث و الأدب (شیخ عبدالله حسن)، ص۷۵
- من اخلاق الامام حسین (علیهالسلام) (عبدالعظیم مهدوی)، ص۲۱۲
- موسوعة شهادت معصومین، ص۱۹۸
- نهایة الأرب فی فنون الأدب، ج۲، ص۴۳۹
- أبصار العین فی أنصار الحسین (محمد سماوی)، ص۱۰۹
- الأخلاق الحسینیة (جعفر بیاتی)، ص۳۰۵
- مجالس العاشوریة فی ماتم الحسینیة (عبدالله بن حاج حسن)، ص۳۵۹
- علی خطی الحسین (علیهالسلام) (دکتر احمد راسم)، ص۱۲۳
- موسوعة من حیاة المستبشرین، ج۲، ص۸۰