شیخ صدوق (رحمهالله) میفرماید: معتمد (لعنهالله علیه) امام عسکری (علیهالسلام) را به شهادت رساند. اسماعیل بن علی میگوید: «من در زمانی که امام عسکری (علیهالسلام) بیمار بود، به محضر ایشان شرفیاب شدم. حضرت به خادم خود، عقید، فرمودند: “آب را با داروی مصطکی مخلوط کن و به من بده.” وقتی آن را به امام دادند، حضرت که به علت بیماری دستانشان میلرزید، نتوانستند ظرف را به دهانشان بیاورند و ظرف به دندانهای مبارک ایشان برخورد میکرد. در این حال، صیقل (که نرجس خاتون مادر امام زمان (علیهما السلام) است) ظرف را از دست حضرت گرفت.»
حضرت به عقید فرمودند: «داخل اتاق شو، کودکی را میبینی که در سجده است، او را نزد من بیاور.» ابوسهل از قول عقید میگوید: «وقتی به جستجوی آن کودک داخل اتاق رفتم، کودکی را دیدم که در سجده بود و انگشت سبابهاش به سوی آسمان اشاره میکرد. به او سلام کردم و نمازش را کوتاه نمود. به او گفتم: “سرورم امر کرده که به سوی او بروی.” در همین لحظه، صیقل وارد شد، دست کودک را گرفت و او را به سوی پدرش امام عسکری (علیهالسلام) برد.»
ابوسهل ادامه میدهد: «وقتی کودک در مقابل پدرش نشست و به او سلام کرد، من دیدم که رنگ چهرهاش مانند مروارید است و موی سرش پیچیدگیهایی دارد (که نشان از ویژگیهای خاص او بود). دندانهای درشتی داشت. وقتی امام عسکری (علیهالسلام) او را دید، گریست و فرمود: “ای آقای اهل بیت، به من آبی بنوشانید که من در حال رفتن به سوی پروردگارم هستم.” کودک ظرف آب و مصطکی را برداشت و لبهای مبارک امام را حرکت داد و به او آن آب را نوشاند.»
ابوسهل میگوید: «پس از آن، امام عسکری (علیهالسلام) فرمود: “مرا برای نماز آماده کنید.” کودک در آغوش پدر حولهای پهن کرد. سپس صیقل آب گرفت و با آن یکایک اعضای وضوی پدر را شست و سر و پاهای مبارک حضرت را مسح کرد. پس از وضو، امام عسگری (علیهالسلام) نماز صبح را به جای آورد. سپس رو به فرزندش (امام زمان (علیهالسلام)) فرمود: “پسرم! مژده باد تو را که تو صاحب زمان هستی و تو مهدی هستی و تو حجة الله بر روی زمین هستی. تو فرزند منی و وصی من هستی. من تو را به دنیا آوردم و تو محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب (سلاماللهعلیهماجمعین) هستی. تو فرزند رسولالله (صلیاللهعلیهوآله) هستی و آخرین امام از ائمهی طاهرین خواهی بود. رسولالله (صلیاللهعلیهوآله) به تو مژده داده و برای تو نام و کنیه معین کرده است. پدرم این عهد را از طرف پدران طاهر تو با من بسته است. صلوات خداوند بر اهل بیت پروردگارمان که او حمید و مجید است.”»
ابوسهل میگوید: «بعد از این سخنان، حضرت امام عسکری (علیهالسلام) در همان لحظه از دنیا رفت.»
منابع:
- الغیبه ص ۲۷۳
- بحار الانوار ج۵۲ ص ۱۶ و ج۵ ص ۳۳۱
- مستدرک سفینه بحار ج۲ ص ۳۰۹
- معجم احادیث امام مهدی ج۴ ص ۲۵۳
- قادتنا کیف نعرفهم ج۴ ص ۳۹۹
- معجم موضوعی لاحادیث امام مهدی ص ۲۱۱
- موسوعه شهادت معصومین ج۳ ص ۳۵۸ و ۳۶۰
- مکیال المکارم ج۱ ص ۱۶۵
- کمال الدین و تمام النعمة ص ۴۷۴
- اعیان الشیعه ج۲ ص ۴۳
- موسوعه امام عسکری ج۱ ص ۱۲۹
- موسوعه مکاسب ائمه ج۲ ص ۲۶۶