نکاتی در مورد امر به معروف در شرایط امروز جامعه

سؤال:

شرایط جامعه به گونه‌ای است که نباید در بحث حجاب امر به معروف و نهی از منکر نمود؛ چون جامعه ظرفیت ندارد و اثر معکوس دارد و… آیا این حرف درست است؟

پاسخ:

در مورد امر به معروف و نهی از منکر، چند نکته لازم است دانسته شود:

اول: امر به معروف و نهی از منکر جزو واجبات بسیار مهم است. امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: «تمام عبادات در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مانند قطره‌ای در برابر دریاست.» و در کلام دیگری فرمودند: «اهل امر به معروف و نهی از منکر حجت خدا بر روی زمین هستند.» روایات در این زمینه بسیار است.

دوم: امر به معروف و نهی از منکر شرایطی دارد:

شرط اول: قدرت. یعنی کسی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند باید قدرت دفاع از خود را داشته باشد تا به او تعرض نشود و گناهکار هم از او بترسد. پس در واقع این وظیفه حکومت است و مردم فقط وظیفه تذکر لسانی دارند.

شرط دوم: طبق قاعده امر به معروف و نهی از منکر انجام شود؛ یعنی اول فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی شود، سپس برخورد و مجازات. بنابراین، مراتب آن باید رعایت شود: ۱. فرهنگ‌سازی ۲. تذکر لسانی ۳. برخورد تند و تهدید ۴. مجازات

شرط سوم: امر و نهی باید با قدرت انجام شود؛ یعنی صرف موعظه و نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر محسوب نمی‌شود.

اما در مورد تذکر لسانی که وظیفه مردم است، چند شرط لازم است: اول اینکه خود انسان در خطر نیفتد. دوم اینکه احتمال تأثیرگذاری بدهد. سوم اینکه این کار را بلد باشد.

اما اینکه آیا جامعه ظرفیت دارد یا خیر؟ باید گفت: ظرفیت جامعه اصلاً مهم نیست؛ چون حکم خداوند از همه چیز بالاتر است. فرعون چهارصد سال حکومت کرد و ادعای خدایی می‌کرد و خداوند حضرت موسی (علیه‌السلام) را فرستاد تا به او دستور دهد که به مردم بگوید من خدا نیستم و خدا را بپرستید و تا کنون من خدای شما نبوده‌ام. در حالی‌که فرعون اصلاً ظرفیت این مطلب را نداشت.

همچنین اجرای احکام اسلام مانند قطع دست دزد، اعدام یا شلاق، در حد ظرفیت جامعه یا خانواده‌ها نیست؛ اما پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) این احکام را اجرا می‌کردند و حتی وقتی برخی برای بخشش التماس می‌کردند، حضرت می‌فرمودند: «حکم خدا باید اجرا شود.» پس در اجرای احکام و حدود الهی، ظرفیت فکری جامعه و افراد مهم نیست، بلکه تطهیر جامعه اولویت اول است.

مثلاً اگر یک داعشی بخواهد شما را به قتل برساند، آیا کسی می‌گوید به گونه‌ای مانع قتل او شوید که با ظرفیت فکری او سازگار باشد و بلافاصله مانع او نشوید، بلکه بگذارید چند ضربه بزند و بعد مانع شوید؟

اینکه برخی به مؤمنین می‌گویند تندرو، در واقع باید لقب تندرو بودن را به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) داد؛ زیرا آنان در اجرای حدود الهی تندرو بودند.

ولید بن عقبه، در حالی که از سوی عثمان حاکم کوفه بود، شراب خورد و مست در محراب ایستاد و با مردم نماز جماعت خواند و نماز صبح را چهار رکعتی خواند و در محراب استفراغ کرد. آن‌قدر مست بود که وقتی به او گفتند: «امیر، نماز صبح را چهار رکعت خواندید!» پاسخ می‌داد: «اگر کم است، حاضرم بیشتر بخوانم.»

سرانجام او را برای اجرای حکم نزد عثمان فرستادند. عثمان گفت: «مصلحت نیست کسی که امیر بوده شلاق بخورد.» اما اصحاب اعتراض کردند که حکم خدا باید اجرا شود. در نهایت، عثمان گفت: «پس در اتاقی بسته شلاق بخورد تا آبرویش نرود.»

ولید را به اتاقی بردند تا شلاق بخورد؛ اما هرکس برای شلاق زدن وارد می‌شد، ولید او را تهدید می‌کرد که من فامیل عثمان هستم و چند روز دیگر میان من و او صلح می‌شود و دوباره به من پست و مسئولیت می‌دهد و من تلافی این شلاق را بر تو خواهم کرد؛ بنابراین کسی جرئت نمی‌کرد او را شلاق بزند و از اتاق خارج می‌شد و می‌گفت: «ولید توبه کرده و من صلاح نمی‌دانم او شلاق بخورد.»

عثمان گفت: «پس با این حساب چون کسی حاضر به شلاق زدن نیست، فعلاً این کار را رها کنیم.» بلافاصله امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) برخاستند، شلاق را گرفتند و فرمودند: «من حکم خدا را اجرا می‌کنم، اگرچه قریش مرا قسی‌القلب بخواند.»

وقتی حضرت وارد اتاق شد، ولید خواست فرار کند، اما امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) او را گرفتند، روی زمین خواباندند و هشتاد ضربه شلاق زدند، سپس او را رها کردند.

یا در زمان خلافت عمر، به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) خبر رسید که مسئول جمع‌آوری مالیات بت‌پرستی کرده است. حضرت شمشیرشان را برداشتند و رفتند گردن او را زدند و بازگشتند. وقتی عمر از ایشان علت این کار را پرسید، پاسخ دادند: «بت‌پرستی کرده بود و مرتد شده بود.»

پس چون پیامبر و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) بدون اذن خدا کاری انجام نمی‌دهند، در واقع این خداوند است که در اجرای حدود و احکام، کوتاه نمی‌آید.

آخرین مطالب

دیگر مطالب

ذوالقرنین

ذوالقرنین بخش چهارم

در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) وارد شده است که یأجوج و مأجوج تا پیش از ظهور امام زمان (عجل‌الله‌تعالى‌فرجه‌الشریف)...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *