روایتی از امام باقر (علیه‌السلام) درباره مظلومیت اهل بیت بعد از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)

روایت حضرت امام باقر ع از مظلومیت اهلبیت ع

امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرمایند: “ما اهل بیت، از ستم قریش و مقابله‌ی آنان با ما، چه‌ها کشیدیم و شیعیان و دوستداران ما نیز چه‌ها تحمل کردند. هنگامی که رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) رحلت نمود، او حق ما را به مردم اعلام و اطاعت از ما را واجب کرده و ولایت و محبت ما را بر آنان تکلیف کرده بود. ایشان فرموده بود که ما از خود مردم به ایشان اولویت بیشتری داریم و دستور داده بود که این پیام به غایبان نیز رسانده شود. با این حال، قریش با همدستی یکدیگر خلافت را از مرکز آن خارج ساختند.

علی (علیه‌السلام) با سخنان پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و شهادت عموم مردم به آن، به حق خود استدلال کرد و آنان نیز این سخنان را تصدیق نمودند؛ ولی در پاسخ گفتند پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) سخنان خود را نسخ کرده و اعلام کرده است که نبوت و خلافت هر دو نباید در ما اهل بیت جمع شود. آنان برای اثبات این ادعا، چهار شاهد آوردند که مردم عامه نیز سخن ایشان را باور کردند و خلافت از محل اصلی‌اش خارج شد. پس از آن، حکومت در میان قریش دست‌به‌دست گشت تا اینکه دوباره به ما اهل بیت بازگشت؛ ولی مردم بیعت خود را شکستند و علیه ما جنگ برپا کردند.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تا هنگام شهادت خود در فراز و نشیب‌های بسیاری گرفتار بود. سپس با فرزندش امام حسن (علیه‌السلام) بیعت کردند و وعده‌ی وفاداری دادند، ولی به او نیز خیانت کرده و به او حمله بردند. امام حسن (علیه‌السلام) ناچار شد برای حفظ جان خود و خاندانش، خلافت را رها کند و به معاویه واگذارد، در حالی که یاران اندکی داشت و یاورانش بسیار کم بودند. پس از آن، هجده هزار نفر از مردم عراق با امام حسین (علیه‌السلام) بیعت کردند، اما با خیانت به او، علیه‌اش شوریدند و او را به شهادت رساندند.

از زمان رحلت پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، ما اهل بیت همواره مورد تحقیر، محرومیت، تهدید و ترس بوده‌ایم. جان ما و پیروان ما در امان نبوده و دروغگویان در هر شهر و نزد حکمرانان، از زبان ما روایاتی دروغین نقل می‌کردند که هرگز از ما صادر نشده و ما هرگز آن کارها را انجام نداده‌ایم. این اقدامات با هدف منفور کردن ما در میان مردم انجام می‌شد و بیشتر آن‌ها پس از شهادت امام حسن (علیه‌السلام) و در زمان معاویه رخ داد.

پس از آن، شیعیان ما در هر شهری کشته شدند و با کوچک‌ترین سوءظنی دست و پاهای آنان قطع می‌شد. هر کس که به دوستی ما اشاره‌ای می‌کرد یا به نزد ما می‌آمد، یا زندانی می‌شد، یا اموالش مصادره و خانه‌اش ویران می‌شد. این آزارها به ویژه در زمان عبیدالله بن زیاد، قاتل امام حسین (علیه‌السلام)، و سپس در دوران حجاج بن یوسف به شدت افزایش یافت. شیعیان به هر بهانه‌ای دستگیر و شکنجه می‌شدند و برخی افراد اگر به آنان بی‌دین یا کافر می‌گفتند، بر آنان آسان‌تر از این بود که شیعه‌ی علی خوانده شوند.

افراد شناخته‌شده و معتبر حتی احادیثی درباره‌ی فضائل برخی خلفای گذشته نقل می‌کردند که نه حقیقت داشت و نه در علم خداوند به‌درستی می‌آمد. این دروغ‌ها برای ایجاد انحراف و کاهش جایگاه ما اهل بیت میان مردم ساخته شد.”

منابع:

  • سلیم بن قیس، ص ۱۹۰
  • بحار الانوار، ج ۲ ص ۲۱۸؛ ج ۲۷ ص ۲۱۳؛ ج ۴۴ ص ۶۹
  • منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغه، ج ۱۴ ص ۴۱
  • شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۱۱ ص ۴۴
  • فضائل القرآن الکریم، ج ۱ ص ۹۰
  • بغیة الحائر فی اولاد امام باقر، ص ۵۰
  • النصائح الکافیه، ص ۱۵۳
  • الاربعین فی حب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب، ج ۴ ص ۳۵۵
  • الهجرة الی الثقلین، ص ۱۶۶
  • جواهر التاریخ، ج ۲ ص ۴۲۶؛ ج ۵ ص ۷۳
  • موسوعة امام علی بن ابیطالب، ج ۱۱ ص ۳۶۲
  • موسوعة المصطفی و العترة، ج ۹ ص ۴۷۹
  • شرح احقاق حق، ج ۲۸ ص ۲۷۴؛ ج ۳۳ ص ۸۰۲
  • اضواء علی عقائد شیعة الامامیة، ص ۳۸
  • اولاد الامام محمد الباقر، ص ۵۰
  • الشوری و النص، ص ۸۰
  • المجالس العاشوریة، ص ۵۸۹
  • حوار فی العمق من اجل تقریب الحقیقی، ص ۷۷
  • حوار مع فضل الله حول الزهراء (س)، ص ۲۹۹
  • خلافة الرسول بین الشوری و النص، ص ۸۰
  • عصر الشیعه، شیخ علی کورانی، ص ۴۱
  • مجلة التراثنا، ج ۳۸ ص ۵۱؛ ج ۴۳ ص ۲۱۴
  • منار الهدی، شیخ علی بحرانی، ص ۴۰۴
  • لاتخونوا الله و الرسول، ص ۱۵۵
  • منهج فی الانتماء المذهبی، ص ۲۰۱ و ۲۱۲
  • موسوعة من حیاة المستبصرین، ج ۵ ص ۴۳۳

آخرین مطالب

دیگر مطالب

ذوالقرنین

ذوالقرنین بخش ششم

داستان مغرب خورشید خداوند در قرآن می‌فرماید:ذوالقرنین به سمت مغرب رفت و در آنجا یافت که آفتاب در چشمه‌ای گل‌آلود...

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *