امام رضا (علیهالسلام) فرمود: هنگامی که قصد داشتم از مدینه خارج شوم، خانوادهام را گرد آوردم و به آنها دستور دادم که برای من گریه کنند تا صدای آن را خود بشنوم. سپس دوازده هزار دینار بین آنها تقسیم کردم و گفتم: «آگاه باشید که من هرگز به سوی شما برنمیگردم.» بعد از آن، دست ابوجعفر (امام جواد علیهالسلام) را گرفتم و او را وارد مسجد پیامبر (صلى الله علیه و آله) نمودم. سپس دستش را روی قبر پیامبر (صلى الله علیه و آله) گذاشتم و او را به قبر پیامبر (صلى الله علیه و آله) چسباندم و به او سپردم. در این هنگام، ابوجعفر (علیهالسلام) به من نگاه کرد و گفت: «فدایت شوم! به خدا قسم، میخواهی به سوی خدا بروی؟» سپس من تمام وکیلان و کارگزاران خود را فراخواندم و به آنها امر کردم که از امام جواد (علیهالسلام) حرف شنوی داشته باشند و هیچگاه با او مخالفت نکنند. همچنین به آنها گفتم: «او جانشین من است.»
منابع:
- عیون اخبار الرضا ج۲ ص ۲۳۵
- الخرائج و الجرائح ج۱ ص ۳۶۳
- مدینة المعاجز ج۷ ص ۸۲
- بحار الانوار ج۴۹ ص ۵۲ و۱۱۷
- مفاتیح الجنان باب زیارت امام رضا (علیهالسلام)
- مستدرک سفینة البحار ج۷ ص ۴۰۰
- مسند الامام رضا (علیهالسلام) ج۱ ص ۱۸۵
- اعلام الوری ج۲ ص ۵۹
- الدر النظیم ص ۶۷۸
- کشف الغمه ج۳ ص۹۸
- قدتنا کیف نعرفهم ج۴ ص ۲۴۲
- موسوعة المصطفی و العتره ج۱۲ ص ۲۳۵
- موسوعه شهادت معصومین ج۳ ص ۲۲۹
- الفاطمة المعصومه ص ۱۲۵
- المحجة البیضاء ج۴ ص ۲۹۲