ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

ظلم متوکل (لعنة‌الله) علیه و مظلومیت امام هادی (علیه‌السلام)

زرافه، دربان متوکل که شیعه بود، می‌گوید:

متوکل، فتح بن خاقان را بسیار گرامی می‌داشت. او بیشتر از هر کسی، حتی از سایر امراء و خانواده‌اش، به فتح بن خاقان نزدیک بود. متوکل می‌خواست موقعیت فتح بن خاقان را به دیگران نشان دهد و در واقع به نوعی او را بر دیگران برتری بخشد. به همین منظور، روزی دستور داد تا همه وزرا، بزرگان، امراء، فرماندهان، لشکریان، و حتی مردم عادی خود را به بهترین شکل بیارایند و در فخرآمیزترین وضع ممکن ظاهر شوند. او همچنین فرمان داد که همه به جز فتح بن خاقان و خودش سوار بر اسب نباشند و تمامی افراد با توجه به جایگاه اجتماعی‌شان، پیاده در جلوی ایشان حرکت کنند. آن روز، روزی بسیار گرم در تابستان بود.

از جمله کسانی که در این روز بیرون آمدند، امام هادی (علیه‌السلام) بود. امام (علیه‌السلام) مشقت و رنج بسیاری از پیاده‌روی در گرمای شدید آن روز کشید. زرافه می‌گوید: «به امام (علیه‌السلام) نگاه کردم و گفتم: «سرورم! سوگند به خدا، این مشقت‌ها و رنج‌هایی که از این طاغیان می‌بینی، بر من بسیار گران است.» سپس دست حضرت (علیه‌السلام) را گرفتم و او با دست خود بر من تکیه کرد و فرمود: «ای زرافه! در نزد خدا، ناقه صالح، از من گرامی‌تر و ارجمندتر نیست.»

زرافه می‌گوید: «من در کنار امام (علیه‌السلام) بودم و از ایشان سوال می‌کردم و از علم و حکمت حضرت (علیه‌السلام) بهره‌مند می‌شدم تا این‌که متوکل پیاده شد و مردم را امر به برگشتن نمود.»

زرافه می‌گوید: «وقتی سخن امام (علیه‌السلام) را به معلم فرزندانم گفتم، او گفت: «امام (علیه‌السلام) بی‌حساب سخن نمی‌گوید و متوکل بیش از سه روز زنده نمی‌ماند.» و اینگونه شد که پس از سه روز، متوکل کشته شد.


منابع:

  • دانشنامه امام هادی (علیه‌السلام) ج۱ ص ۹۸۷
  • موسوعه شهادت معصومین ج۳ ص ۳۲۴
  • اعیان الشیعه ج۵ ص ۲۶۴
  • بحار الانوار ج۹۲ ص ۲۳۵ و ج۵۰ ص ۱۹۳
  • مهج الدعوات ص ۲۶۶
  • مستدرک سفینه البحار ج۱۰ ص ۴۳۰
  • قادتنا کیف نعرفهم ج۴ ص ۳۳۳
  • موسوعة المصطفی و العترة ج۱۴ ص ۳۴۰
  • وفیات الائمه ص ۳۸۲

آخرین مطالب

دیگر مطالب

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *