بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
اما بعد، نامهی مبارک شما به دستم رسید. فهمیدم که مرا به طاعت از خود دعوت کردهاید، تا به بهرهای برسم و به سعادت کمک دادن و یاری شما نائل شوم. خداوند زمین را هیچگاه از عامل خیر و نجات خالی نمیگذارد و شما حجت خدا بر مردم و امانات او در زمین هستید. شما از شاخههای درخت زیتون احمدی (صلیاللهعليهوآلهوسلم) هستید که آن حضرت ریشه و شما شاخههای آنید. قدم مبارک و با سعادت خود را بر ما بگذارید که بنی تمیم را آمادهی دفاع از شما نمودهایم. آنان مشتاق اطاعت از شما هستند و حال آنان مانند شترانی تشنه است که برای بدست آوردن آب از یکدیگر سبقت میگیرند. بنی سعد را هم برایتان آماده کردهام و سینههایشان آمادهی ریزش باران از ابرهای سفید بهاری است که با رعد و برق همراه هستند.
وقتی امام حسین (علیهالسلام) نامه را خواند، فرمودند: «تو را در روز خوف و ترس (قیامت) ایمن دارد و عزیزت گرداند و در آن روزی که تشنگی بسیار شدید است، تو را سیراب نماید.» یزید بن مسعود برای عزیمت و یاری به امام حسین (علیهالسلام) از بصره خارج میشد که از شهادت امام (علیهالسلام) خبر شد و بر اثر این خبر بسیار محزون و نالان گردید.